علت اصلی عدم استقبال معلمان ازدوره های ضمن خدمت، ضعف در “نظام انگیزشی” معلمان است.
پیوارنیوز/ طاهره السادات احمدی مهریان
علی رغم همه اهداف و دورنمای روح نوازی که برای دوره های آموزش ضمن خدمت فرهنگیان ومربیان عنوان می شود، متاسفانه به غیر از جمع امتیاز ،بهره و فایده چندانی برای معلمان ندارد ؛ معلمان اگرچه در انجام امور امتحانی دانش آموزان حساس و سختگیرهستند اما درباره خودشان، به گونه ای دیگر عمل می شود. به بیانی دیگر، آنها به سختی امتحان می گیرند اما به راحتی امتحان می دهند.
به نام نیاز، برای امتیاز
علت اصلی عدم استقبال معلمان از دورههای ضمن خدمت، ضعف در «نظام انگیزشی» معلمان است. اینکه ساختارها به گونهای است که اغلب معلمان اساسا انگیزهای برای ارتقاء دانش و مهارت حرفهای خود ندارند.
اساسا چرا افراد دانش و مهارت حرفهای خود را ارتقاء میدهند؟ هدف افراد از ارتقاء دانش و مهارت حرفهای، افزایش بهرهوری و ارتقاء عملکرد است تا به موجب آن ارزشافزوده خلق شده توسط آنان ارتقاء یابد و نهایتا سطح حقوق و دستمزدشان افزایش یابد.
در ساختاری که میان معلم فعال و دغدغهمند و خلاق و یک معلم تنبل و غیرمتعهد تفاوت معناداری وجود ندارد_ به جز حداکثر دریافت یک لوح تقدیر – آیا انتظار ارتقاء عملکرد از مسیر افزایش دانش و مهارت انتظاری غیرمعقول نیست؟برای ترغیب معلمان به ارتقاء دانش و مهارت، کافی است تفاوت میان معلم بد و خوب معنادار شود.
بر این اساس اگر مسئولین به دنبال ارتقاء دانش و مهارت حرفهای معلمان هستند، به نظر میرسد اقدام منطقی آن است که تلاش کنند ساختارها به گونهای اصلاح شود که تفاوت میان معلم خوب و بد معنادار شود؛ در این شرایط حتی اگر وزارت آموزشوپرورش هیچ دوره ضمن خدمتی برگزار نکند و گواهی گذراندن دوره ضمن خدمت نیز هیچ تاثیری بر روی حقوق معلمان نداشته باشد، معلمان به صورت خودجوش در پی ارتقاء دانش و مهارت خود خواهند بود و هدف نهایی که همان ارتقاء وضعیت یادگیری دانشآموزان است به مراتب بهتر رقم خواهد خورد.
آموزش ضمن خدمت معلمان ومربیان نیاز به خانه تکانی و بازبینی جدی دارد. آموزش دیدن در خلال انجام وظیفه ، عادت معمول تمام سازمان هاست تا به این وسیله راه بهبود مستمر مستخدمین از نظر دانش ها، مهارتها و رفتارهایی که باعث ایجاد توانایی بیشتر و افزایش کارآیی در شغل فعلی و کسب شرایط بهتر برای احراز مقامات بالاتر می گردد، هموار شود. آموزش ضمن خدمت در آموزش و پرورش از دیرباز از حساسیت و اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده است.با گسترش مدارس، نظام آموزشی ما شدیدا از فقر برنامه ریزی تسلسلی کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت رنج می برد و با گزینش یک یا دو مورد از این رشته زمانی ، قابلیت اتصال اجزا را از دست می دهد.
آفت ” اکنون زدگی ” در آموزش و پرورش
اصولا ما در آموزش و پرورش ،تغییراتی را که در یک دو سال آینده اتفاق خواهد افتاد را بیش از حد بزرگ می کنیم و تغییراتی را که در ده سال آینده رخ خواهد داد را نادیده می گیریم . غفلت از دور اندیشی و آینده نگری ، آفت بزرگ عده ای از مسئولان ماست
ضعفهایی که در سیستم آموزش و پرورش کشور و در رابطه با مسائل متفاوت آن؛ ازجمله بحث محتوای کتابهای درسی، محیط آموزشی، استاندارد جمعیتی کلاسها، معیشت معلمان و… وجود دارد، بسیار گسترده است و بیشک ضعف در برنامهریزی برای هر کدام از آنها بر سایر مسائل هم تأثیرگذار است.
نقدی بر ” شیوه نامه استخدامی مشمولین قانون تعیین تکلیف استخدامی معلمین حق التدریس و آموزشیاران نهضت سواد آموزی وپیش دبستانی “
نظامی که در آن شش سال اول دوره ابتدایی و سه سال دوم متوسطه اول و سه سال سوم متوسطه دوم نامگذاری شده است. در این میان دوره ای وجود دارد که در این نظام وجود ندارد اما شرط تحصیل در نظام آموزشی گذراندن مقطع تحصیلی پیش دبستانی است. فرزندان ما در سن پنج سال مجبور می شوند به پیش دبستانی بروند با این انگیزه که در این مقطع نوآموز آمادگی حضور در مدرسه را به دست آورده و کار معلم را ساده می سازند، حال آنکه کار معلم ساده نمی شود چرا که معلمی که در مقطع پیش دبستانی به نوآموزان آموزش داده و فرزندان ما با مربی خود الفتی به دست آورده اند، به ناگاه باید با شخص جدید روبه رو شده که هیچ شناختی از روحیات و اخلاق معلم ندارند و معلم نیز شناختی از دانش آموزان تازه وارد ندارد. این مسئله کار معلم را با دشواری همراه خواهد نمود چرا که معلم باید ابتدا روحیات و ویژگیهای فردی دانش آموزان خود را بشناسد تا بتواند هم بر اساس نیازهای عاطفی و روحی و هم بر اساس توانایی هایی جمعی کلاس، مفاهیم درسی را آموزش دهد. اما به دلیل همین تغییر کوچک شاهد آن هستیم که معلمهای زحمت کش ما غالبا خسته و پر مشغله و ناراضی از این نوع کلاسها هستند چرا که وقت بیشتری را باید صرف نظم بخشیدن به کلاس درس کنند تا آموزش مفاهیم درسی و آنچه که این میان از بین میرود پرورش است. آموزش به خودی خود صورت می گیرد اما پرورش یا عملا صورت نمی پذیرد و یا کلاس با دسته بندی دانش آموز خوب و ضعیف و تنبل دسته بندی شده و معلم به صورت ناخودآگاه وقت خود را صرف دسته خوب می کند. دو دسته ضعیف و تنبل همواره در این دسته بندی تا پایان تحصیل باقی خواهند ماند.
برخی از ما معلمان به تبعیت از قداست معلمان پیشین ، تصور می کنیم همه چیز را می دانیم و بر اساس همین باور ، یادگیری حتی یک جمله را از دیگران ولو هم شغل و یا غیر ، همسن و یا کوچک تر و بزرگ تر از خود رد می کنیم.
می گویند معلمی شغل پیامبران است و چه زیبا می گویند اما در عمل برای معلم چه جایگاهی در نظر گرفته ایم؟ چرا حقوق معلم را به عنوان هزینه در نظر می گیریم در حالی که معلم عمر و جوانی و سلامت خود را در گرو آموزش به فرزندان این کشور صرف می کند حال آنکه هیچ کس قادر به جبران این موارد نیست و اگر نبودند این معلمها، هرگز فهمیده ها ، باکری ها و اندرزگوها و بابایی ها و … دیگر شهیدان نبودند و همین معلم است که به افرادی سواد خواندن و نوشتن آموختند.
چه خوب است قدر معلمان را بهتر درک کنیم و هرگز به عنوان هزینه با این قشر فرهنگی جامعه رفتار نکنیم و یادمان باشد که یک ملت زمانی پیروز و موفق است که آموزش و پرورش آن جامعه سالم و سلامت و توانمند باشد و چه سخت است برای جامعه ای که معلمهای آن در سختی باشند، آن جامعه دیر یا زود به سمت زوال و نابودی خواهد رفت. معلمی که آسوده خاطر باشد، خوب درس می دهد، خوب پرورش می دهد و… بیاییم به جای شعار دادن، هزینه را از معلمهای این کشور برداریم و آنچه که شایسته این قشر فرهنگی است را برایشان در نظر بگیریم و کارشان را ارج دهیم و نه فقط روز معلم که همه روز را برای معلم نامگذاری کنیم و معلم را در جامعه عزیز بداریم. که معلمی شغل پیامبران است.
انتهای پیام/ط_الف














ثبت دیدگاه