پیوارنیوز، به قلم سروش درست؛ پاییز اسم است. در زبان شکرشیرین پارسی به معنای «خزان»، «خريف»، «برگ ريزان»، «تير»، «تيرماه»، «بادبيز»، «بادبز»، «سفيدبري»(برهان قاطع)
و پاییز مدت زمان ماندن آفتاب است در بروج ميزان، عقرب و قوس.(دهخدا) سومين فصل سال و کلمه ی پایيز با اينکه ميان عامه بسيار متداول است در نظم و نثر فصحا يافته نشد.
اما در ادبیات شفاهی مثل پربسامدی داریم: «جوجه ها را آخر پاییز می شمارند؛ يعني جوجه هاي بهاره تا به پایيز رسند برخي در چاه و چاله افتد و بعضي را مرغان شکاري، شغال و روباه ربايد و مثل در نظاير اين مورد مستعمل است. نظير: گوسفند را در آغل شمارند.(برهان قاطع)(جهانگیری)
پائیزَه یا پائیزِه صفت نسبي ست به معنای پائيزي. مقابل بهاره: کشت پائيز.
پائیزه، نامواژه ای مغولی هم هست به معنای پايزه. فرماني بود که پادشاهان به کسي مي دادند تا به هر جا که می رود همه فرمانبردار وی باشند.
اما نامواژه ی «پایزه»
حکمي باشد که ملوک به کسي دهند تا مردم اطاعت آن کس کنند. (برهان) پايژه. و رشيدي در ذيل لغت پايژه گويد: «و به زبان مغول سکه اي که مغول به حکام مي دادند و آن سکه اي بود که براي امراي کلان به صورت شير و براي وسط صورت ديگر و براي فروتر از آن صورت ديگر مي ساختند. چون کسي را مي فرستادند در حضور خود سکه را فراخور مرتبه ی آن مي زدند و بدو می سپردند و بعد از عزل بازپس مي گرفتند تا بتلبيس بار ديگر بر کس حکم نکند؛ چنانکه در حبيب السير مسطور است.» و از آنچه خواندمير راجع به پايزه ی غازاني گفته است (حبيب السير ج ۲ صفحهء ۶۲) و نيز از شواهدي که نقل خواهد شد چنين مستفاد مي شود که «پايزه» و «پايژه»ی مغولان، سکه ای بود از زر يا سيم يا چوب که بر حسب مراتب مأمورين، به صورت های مختلف مانند سر شير و غيره بر آن نقش مي شد و پايزه ی سر شير از همه ی پايزه ها برتر بود و به امراء کلان داده مي شد. چون خانان مغول کسي را به مأموریتی می فرستادند علی قدر مرتبته یکی از انواع پایزه را در حضور خود سکه می زدند و بدو می سپردند. در عهد سلطنت غازان خان «تدبير پايزه برين وجه صفت انتظام پذيرفت که جهت سلاطين و ملوک و شحنگان معظم پايزه اي بزرگ ساختند به صورت سر شير و نام آنکس را بر آن ثبت کردند و به هرکس پايزه اي از آن مي دادند نامش را بر دفتر مي نوشتند و مده العمل آنرا بوي مي گذاشتند و بعد از عزل مي ستاندند و در ازمنه ی سابقه رسم بازستاندن نبود لاجرم حکام معزول در خفيه به وسيله ی آن پايزه به خلاف حکم مهمات می ساختند و کسي بر آن اطلاع نمي يافت و همچنين براي ولاه متوسط الحال پايزه ی کوچکتر از آن به نقشي مخصوص مقرر شد بهمان شرط و منصب ساختن پايزه به يک زرگر معتمد که پيوسته ملازم اردو بود مفوض گشت…(تاريخ سيستان)
و در کتب، پائيزه به این معنی دیده نشد و به متابعت فرهنگ نويسان اشارتی بدان داشتم.
کامل ترین وصف خزان در شاهنامه، در داستان بهرام گور آمده است؛ می سراید و آسمان را بسان پشت پلنگ می بیند که تشابه بهار و خزان در تصویر فردوسی از جهت تنوع رنگ ها یکسان است.
چو بینم رخ سیب بیجاده رنگ
شود آسمان همچو پشت پلنگ»
درنخستین ماه پاییز جشن های متعددی در ایران باستان برگزار می شده است.
دلیل برگزاری جشن مهرگان در آغاز مهرماه و اصولا نام گذاری نخستین ماه فصل پاییز به نام مهر، این است که در دورههایی از دوران باستان و از جمله در عصر هخامنشی آغاز پاییز، آغاز سال نو بوده است و از همین روی نخستین ماه سال را به نام مهر منسوب کردهاند.
فصل پاییز به نامهای «پادیز، پاذیز، خزان» نیز در ایران باستان شناخته شده است. نام پسین یا تیرماه در ادبیات فارسی و از جمله شاهنامه فردوسی به همه فصل پاییز اطلاق شده و امروز نیز در تاجیکستان و شمال افغانستان تداوم دارد. از آنجایی که ایرانیان در طول سال روزهای بسیاری را جشن میگرفتند این جشنها در پاییز و به ویژه ماه مهر نیز برگزار میشده است.
جشن میتراکانا، سال نو هخامنشی، مهرگان
جشنگاه میترایی در ستایش و پاسداشت میترا در نخستین ماه سال هخامنشی برابر با مهر ماه و در زمانهای واپسین در روز شانزدهم مهرماه برگزار میشده است. ابوریحان بیرونی از این روز با عنوان «نیم سرده» (نیمه سال) نام برده است. جشن«مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده که بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است. در ادبیات کهن پارسی نیز همواره جشن مهرگان با نخستین روز فصل پاییز برابر دانسته شده است.
این روز در زمان هخامنشیان روز آغاز سال نو نیز بوده است. امروزه نیز سنت کهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام «سال وِرز» در تقویم محلی کردان مُکری مهاباد و طایفههای کردان شکری باقی مانده است. در تقویم محلی پامیر (در دو ناحیه ونج و خوف) از نخستین روز پاییز(تیرماه) با نام نوروز«تیر ماه» یاد میکنند. آغاز پاییز به عنوان آغاز سال نو زراعی همچنان در میان کشاورزان رایج است.
جشن مهرگان قدمتی به اندازهی ایزد منسوب به خود دارد. تا آنجا که منابع مکتوب موجود نشان میدهد دیرینگی این جشن دست کم به دوران فریدون باز میگردد. شاهنامه فردوسی به صراحت به این جشنگاه کهن و پیدایش آن در عصر فریدون اشارتی کرده است:
«به روز خجسته سرِ مهرماه
به سر بر نهاد آن کیانی کلاه»
طبق سرودهی فردوسی، زمان برگزاری جشن مهرگان در آغاز ماه مهر و فصل پاییز بوده است و این شیوه، دست کم تا پایان دورهی هخامنشی و احتمالا تا اواخر دورهی اشکانی نیز دوام داشته؛ اما از این زمان و شاید در دورهی ساسانی، جشن مهرگان به شانزدهم ماه مهر منتقل میشود.
منسوب داشتن جشن مهرگان به نخستین روز ماه مهر در آثار دیگر ادبیات پارسی نیز دیده شده است. برای نمونه این بیت از ناصر خسرو که هر دو جشن نوروز و مهرگان را به هنگام اعتدالین میداند:
نوروز به از مهرگان، گرچه، هر دو زمانند، اعتدالی
دلیل برگزاری جشن مهرگان در آغاز مهرماه و اصولا نام گذاری نخستین ماه فصل پاییز به نام مهر، این است که در دورههایی از دوران باستان و از جمله در عصر هخامنشی آغاز پاییز، آغاز سال نو بوده است و از همین روی نخستین ماه سال را به نام مهر منسوب کردهاند.
تثبیت آغاز سال نو هنگام اعتدال پاییزی با نظام زندگی مبتنی بر کشاورزی ایرانیان بستگی کامل دارد. نیک میدانیم که سال زراعی از اول پاییز سرآغاز می یابد و در پایان تابستان سرانجام میپذیرد. قاعدهای که هنوز هم در میان کشاورزان متداول است و در بسیاری از نواحی فلات ایران جشنهای فراوان و گوناگونی به مناسبت فرا رسیدن مهرگان و پایان فصل زراعی برگزار میشود. شاید بتوان شیوهی سال تحصیلی امروزی را باقی ماندهِ گاه شماری کهن میترایی/مهری دانست.
جشن مهرگان در عصر هخامنشی در آغاز سال نو، یعنی در نخستین روز از ماه مهر برگزار میشده است. در گزارشهای مورخان یونانی و رومی از این جشن با نام
*«میثرکنه/میتراکانا»* یاد شده است و نام ماه مهر در کتیبهی میخی داریوش در بیستون به گونهی *«باگیادئیش»* (با گیادی/بغیادی) به معنای احتمالی
*«یاد خدا»*
آمده است. *«کتسیاس»*، مورخ و پزشک اردشیردوم پادشاه هخامنشی، نقل کرده است که دراین جشن ایرانیان با پوشیدن ردای ارغوانی رنگ و همراه با دستههای نوازندگان به شادی، رقص و پایکوبی میپرداختهاند.
سفره جشن مهرگان
اولین ماه پاییز و این همه جشن نشان از فرهنگ غنی ایرانیان در پاسداشت شادی و آزادی شهروندان دارد!
به گمان نگارنده، نقش گلهای دایرهای شکل با دوازده و هشت گلبرگ در تخت جمشید میتواند نشانهای از مهر باشد؛ چرا که در پیرامون ستارهی قطبی (چه ستارهی قطبی امروزی و چه باستانی) دوازده صورت فلکی تشکیل دهندهی برجهای دوازده گانه و نیز هشت صورت فلکی پیراقطبی، در گردشی همیشگیاند.
فیثاغورث در سفرنامهی منسوب به او شرح میدهد که پرستندگان ستارهای درخشان که آن را میترا مینامیدند، در غاری تاریک که چشمهِ آبی در آنجا جریان داشت و نقش صورتهای فلکی بر آنجا نصب شده بود، حاضر میشدند و پس از انجام مراسم گوناگون که نقل نکرده، نانی میخوردند. در روستای بی بی حکیمه گچساران به درون چنین غاری رفتم.( پژوهش میدانی نگارنده)
آن گونه که از گفتار ثعالبی در «غُرَر اخبار ملوک فُرس و سیرِهم» دریافت میشود، گمان میرود که در زمان اشکانیان نیز جشن مهرگان با ویژگیهای عصر هخامنشی برگزار میشده است.
زمان برگزاری جشن مهرگان در دورهی هخامنشی و به گمانه قدیمتر از آن، در نخستین روز ماه مهر بوده است. اکنون حدود دو هزار سال است که این جشن به شانزدهمین روز این ماه، در گاه شماری ایرانی منسوب است؛ اما این زمان در میان اقوام گوناگونی که از تقویمهای محلی نیز بهره میبرند، متفاوت است. برای نمونه، زمان این جشن در گاه شماری «طبری/تبری» و نیز در گاه شماری«سنتی یزدگردی» زرتشتیان، فعلا برابر با حدود نیمهِ بهمن ماه و در گاه شماری «دیلمی» برابر با سی ام بهمن ماه است. در متون ایرانی از مهرگان دیگری به نام «مهرگان بزرگ» در بیست و یکمین روز مهرماه نام برده شده که احتمالاً تأثیر تقویم خوارزمی باستان بوده است.
از آنجا که در تقویم خوارزمی، آغاز سال نو از ششم فروردین ماه محاسبه میشده است زمان برگزاری همه ی مراسم سال، پنج روز دیرتر بوده و در نتیجه جشن مهرگان به جای شانزدهم مهر در ۲۱ مهر(رام روز) برگزار میشده است و از آن جا که در «برهان قاطع» نام مهرگان برای یکی از مقامها و لحنهای موسیقی سنتی ایران آمده است و هم چنین در میان دوازده مقام نام برده شده در کتاب «موسیقی کبیر» ابونصر فارابی نیز مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است. نظامی گنجوی نیز در منظومهی «خسرو وشیرین» نام بیست و یکمین لحن از سی لحن نام برده شده را «مهرگانی» نوشته است؛ گمان میرود که در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژهای اجرا میشده است که ما از جزئیات آن بیاطلاعیم.
از مجموع منابع موجود، همچون نگارهها و متون باستانی و نوشتههای مورخان و دانشمندان قدیم ایرانی و غیر ایرانی(مانند فردوسی، بیرونی، ثعالبی، جهانگیری، اسدی طوسی، هرودوت، کتسیاس و فیثاغورث و نیز آثار شاعران و ادیبانی مانند رودکی، فرخی، منوچهری و سعدسلمان) دریافته میشود مردمان در این روز تا حد امکان با جامههای ارغوانی یا دست کم با آرایههای ارغوانی گرد هم میآمدهاند؛ در حالی که هر یک، چند «نبشتهی شادباش» در میان سفرهی مهرگانی که از پارچهای ارغوانی رنگ تشکیل شده بود؛ گل «همیشه شکفته» مینهادند و پیرامون آن را با گلهای دیگر آذین میکردند.امروزه نمیدانیم که آیا گل همیشه شکفته، نام گلیبه خصوص بوده است یا نام عمومی گلهایی که برای مدت طولانی و گاه تا چندین ماه شکوفا میمانند در پیرامون این گلها، چند شاخه درخت گز، هووم یا مُورد نیز میگذاشتهاند و گونههایی از میوههای پاییزی که ترجیحا به رنگ سرخ باشد به این سفره اضافه میشد از جمله میوههایی مانند: سنجد، انگور، انار، سیب، به، ترنج، بالنگ، انجیر، بادام، پسته، فندوق، گردو، کُنار، زالزالک، ازگیل، خرما، و بو دادهها همچون تخمه (تخمک) و نخودچی.
دیگر خوراکیهای این خوان پربرکت مهرگانی عبارت بود از آشامیدنی و نانی مخصوص. نوشیدنی از عصاره گیاه *«هئومه/ هووم»* که با آب یا شیر رقیق شده بود، آماده میشد و نان مخصوص مهرگان از آمیختن آرد هفت نوع غلهی گوناگون تهیه میشد. غلهها و حبوباتی مانند گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن. دیگر لازمههای سفرهی مهرگان عبارت بود از: «جام آتش» یا «نونکچه شمع»، «شکر»، «شیرینی»، «خوردنیهای محلی» و بوی های خوش مانند گلاب.
آنان پس از خوردن نان و نوشیدنی، به جشن و موسیقی و پایکوبی میپرداختهاند.
شعلههای آتشدانی برافروخته می شد. پذیرایی با عطر خوش عطری مانند اسپند، زعفران و عنبر انجام میشد و نیز گیاهانی چون هووم که موجب خروشان شدن آتش میشوند. از آنجا که نشانههای بسیاری، همچون تندیسها، کتیبیهها و سنگ نگارهها(از جمله نگارههای میترا در نمرود داغ و کوماژن) از رواج آیین مهر در آسیای صغیر(آناتولی) حکایت میکند، بعید نیست که «سماع» عارفانهی پیروان طریقهی«مولویه» در شهر قونیه امروزی، ادامهی دیگرگون شدهی همان پایکوبی یا ارغشتهای میترایی باشد.
روش هشانا
نخستین روز و دومین روز از ماه تیشری عبری جشن *«روش هشانا»* به معنی آغاز سال یهودی است. این عید را *«روز داوری»* یا *«روز یادبود»* یا *«روز نواختن شوفار»* نیز مینامند. بنابر باور یهودیان این عید روز آفرینش حضرت آدم است و در سرنوشت هر کسی در سال نو رقم میخورد. از این رو برای کلیمیان ایران، دو روز روش هشانا تعطیل است و آنان با رفتن به کنیساها و برپایی مراسم ویژه، سرنوشت نیک و سعادتمندانه را از خداوند درخواست میکنند.
نام *«روز یادبود»* که به سال نو یهودی اطلاق میشود به خاطر آن است که یهودی از خالق خود میطلبد که برای نسل حضرت ابراهیم، قربانی کردن اسحق پسرش را به یاد آورد و نام «روز نواختن شوفار» نیز به خاطر شوفار (بوقی از شاخ قوچ) است که در کنیساها در این روز نواخته میشود. در شب این جشن خوراکیهای ویژهای میخورند که از دیدگاه معنی عبری آنها جنبه نمادین دارند. سیب درختی، عسل، کدو، لوبیا، کله ی بره، چغندر و انار شیرین از جمله این خوراکیهاست.
جشنگاه کاشت
از هرمزد تا سپندارمذ برابر با یکم تا پنجم مهر گان در گاهشمار ایرانی، جشن کاشت در برخی از شهرها و روستاهای ایران برگزار می شود. هنوز این جشن در «مهاباد» آذربایجان غربی برگزار میشود. کیسههایی از حبوبات و بذرهای مختلف را از شاخههای درخت کوچک خشکیده ای آویزان کرده و آن را آتش میزنند. کیسهای که زودتر از همه بسوزد نمونهی محصول کشت بیشتر قرار میدهند.
این آیین نمودی از آیین کاشت هفت دانه یا گیاه بر روی هفت ستون و انتخاب یکی یا دو که بیشتر رشد کرده، به عنوان غله کاشتنی غالب در ایران باستان است.
جشن کاشت در اولین ماه پاییز و این همه جشنگاه نشان از شادی طلبی ایرانی و پاس و سپاس یزدان و آیین نیایش و شکرگزاری دارد.
جشن تیرگان سوم
تیرگان یکی از جشنهای ایرانی است که در تیرروز از تیرماه برابر با ۱۳ تیر در گاهشماری ایرانی برگزار میشود. این جشن در گرامیداشت «تیشتر» (ستاره ی بارانآور در فرهنگ ایرانی و ادیان میترایی و زرتشتی) است و برپایه ی آیین و تَراداد در روز تیر از ماه تیر که برابر با دهمین روز از تقویم خورشیدی است، انجام میپذیرد.
سیزدهم مهر یکی دیگر از جشنهای تیرگان است که در گرامیداشت ستاره باران آورِ تیشتر در خوارزم باستان به نام *«چیری روچ یا تیر روز»* نامیده میشده است. تداوم و نشانه های این جشنگاه همچنان در آیین «قالیشویان اردهال» در غرب کاشان دیده میشود. نیایشگاه اردهال باید یکی از معابد تیشتر در ایران باستان بوده باشد و در بسیاری از باورهای ایرانی بین دعای باران و تابوت یا شستشوی مردگان پیوندهایی وجود دارد.(“جشن تیرگان، داستانها و آیینها”. اَمرداد. ۲۰۲۲)
سوکوت یا عید سایبانها
۱۵ مهرماه برابر با ۱۵ ماه عبری تیشتری آغاز جشنی به نام *«سوکوت»* یا عید «سایبان ها» در میان یهودیان ایران رایج است. سوکا جشنی است که به میمنت خروج بنی اسرائیل از مصر و به یاد الطاف خداوند به قوم بنی اسرائیل در صحرای سینا برگزار میشود.
«سوکوت» با نامهای «عید خیمهها» یا «عید غرفهها» نیز شناخته میشود. یک تعطیلات یهودی ست که طبق دستور تورات به مدت هفت روز برگزار میشود و از پانزدهم ماه تیشری آغاز میشود. این، یکی از سه عید زیارتی است که در آن به بنیاسرائیل دستور داده شده بود تا به زیارت معبد اورشلیم بروند. از نظر کتاب مقدس، این عید، یک جشن برداشت پاییزی و یادبود خروج از مصر است. جشن سوکوت امروزی با صرف غذاهای جشن در سوکا، یک کلبه موقت پوشیده از چوب، مشخص میشود.(سیلور-ویلنر، آریل (۲۰۲۱-۰۷-۲۹). “بتپرستان، کاهنان و جادوگران… اما به شیوه یهودی”.مجله لیلیت. بازیابی شده در ۲۰۲۵-۰۲-۲۸)(«زمانیم» . هالاخائی تایمز . خباد.)
سوکوت شباهتهایی با جشنهای قدیمیتر سال نو/برداشت کنعانی دارد که شامل یک جشن هفت روزه با قربانیهایی یادآور قربانیهای ذکر شده در اعداد ۲۹:۱۳-۳۸ و «خانههای شاخهها» و همچنین راهپیماییهایی با شاخهها بود. اولین اشارات در کتاب مقدس ( خروج ۲۳:۱۶ و خروج ۳۴:۲۲ ) هیچ اشارهای به سوکوت نمیکند، در عوض از آن به عنوان «جشن جمعآوری (هاگ هاصف) در پایان سال، زمانی که نتایج کار خود را از مزرعه جمعآوری میکنید» یاد میکند که نشان دهنده منشأ کشاورزی آن است. (اصطلاح عبری آصف در تقویم گزر نیز به عنوان یک دوره دو ماهه در پاییز ذکر شده است.
تقویم Gezer یک لوح آهکی کوچک با کتیبه کنعانی اولیه است که در سال ۱۹۰۸م. توسط باستان شناس ایرلندی RA Stewart Macalister در شهر باستانی Gezer در ۲۰ مایلی غرب اورشلیم کشف شد.(تَپی، ران ای.؛ مککارتر، پی. کایل؛ لوندبرگ، مریلین جی.؛ زاکرمن، بروس (۲۰۰۶). “یک کتیبه از اواسط قرن دهم پیش از میلاد از شِفلای یهودی” . بولتن دانشکدههای تحقیقات شرقی آمریکا . ۳۴۴ (۳۴۴): ۴۱٫ زمینههای باستانشناسی به خطر افتاده، تقویم بدون طبقهبندی گِزِر…)
جشن مغوژتی (مغکشان)
جشنگاهی ست هخامنشی. در روز شانزدهم مهرماه این جشن برگزار می شده که از جزئیات آن اطلاعی در دست نیست و ظاهرا به معنای مُغ کشان است.
مغکشی جشنی بود که پارسیها در زمان حکومت هخامنشیان، هر ساله به خاطر بزرگداشت قتل گئومات و پادشاهی داریوش بزرگ، گرامی میداشتند.
بنابر روایت هرودوت همچنین بنگرید به کتسیاس)، زمانی که داریوش بزرگ و یاران نجیبزادهاش در سال ۵۲۲ پ.م. سمردیس دروغین (که گئومات مغ نامیده میشد؛ کسی را که با کمک برادرش سریر پادشاهی را غصب کرد) کشتند، پارسیهای توطئهگر سر این مغها را قطع کردند و در خیابانها در معرض نمایش عموم گذاشتند. در همین زمان، پارسیهای دیگر، خنجرهایشان را درآورده و هر مغی را که یافتند، کشتند. هرودوت اضافه میکند که در یابود این رخداد، پارسیها جشن بزرگی برپا کردند که «مغکشان» «Magophonia» نامیده شد و در مدت این جشن، تمام مغها در خانههایشان میماندند، تا کشته نشوند. کتسیاس همچنین جشن سالانه روز کشتن مغی به نام «سفنداداتس» را گزارش میدهد. قاتل مغ، توسط یوسفوس فلاویوس نیز گزارش شدهاست.
آگاثیاس تفسیری از داستان سمردیس دروغین در تاریخ هرودوت، در کتاب تاریخ خودش ارائه کردهاست بدین مضمون که در روز مغ کشی، پیشکش شکرگزاری انجام شد. او صریحاً، این اطلاعات را مربوط به زمانهای خیلی دورتری معرفی میکند و در نتیجه، این جشن دیگر برگزار نمیشده است.( افروغ، محمد (۱۳۸۷). «جستجوی مفهوم سقوط پادشاه غاصب در مراسم نمایش سال نو در ایران باستان (نگاهی به نمایشهای سیار کوسه بر نشستن و مغ کشی)». آینه خیال (۱۲): ۸–۱۴. دریافتشده در ۲۰۱۴-۱۲-۲۶)
بهطور آشکار، منابع تاریخی در دست، برای حل معمای جشن مغکشی ناکافی است. منابع مختلفی از داستان سمردیس دروغین داریم و این گزارشها، در خیلی از جنبهها با هم توافق ندارند. توافق بین منابع اصلی (کتیبه بیستون داریوش، هرودوت و کتسیاس) فراتر از عناصر مشترک در داستانهای مشهور نیست. تفسیرها و ارتباطهای محتمل بیشتری میتوان برای مغ کشی وجود دارد، ولی تا زمانی که مدرک جدیدی به دست نیاید، هیچ گونه نمیتوان ماهیت این جشن را بررسی کرد. ما نمیدانیم چه زمانی این جشن رخ داده، نمیدانیم چه زمانی این جشن منسوخ گشته و نمیدانیم چگونه برگزار میگشته است جدای از این حقیقت که مغ نمیتواند در آن جشن سهیم شود.
محققانی چون والتر هنینگ به شباهتهای داستان عید پوریم در کتاب استر با مراسم مغکشی اشاره کردهاند و امکان اینکه پوریم تقلیدی از مغکشی باشد را مطرح کردهاند( Shaul. “ESTHER, BOOK OF”. In Encyclopædia Iranica. vol. 8. New York: Bibliotheca Persica Press, 1998. 655–۶۵۷)
جشن رام روزی(پیروزی کاوه و فریدون بر ضحاک)
جشن ۲۱ مهر
جشن مهرگان که آیینی ایرانی برای پیروزی فریدون بر ضحاک است همچنان توسط بسیاری از ایرانیان برگزار میشود. همچنین مردم کرد با برافروختن آتش که آن را نماد آتشی میدانند که کاوه آهنگر پس از پیروزی بر ضحاک برای اعلام آزادی بر بلندای کوه روشن کرد جشن نوروز را برگزار میکنند.
این جشن ۲۱ مهرماه برگزار میشده است. روز غلبهی کاوه و فریدون بر ضحاک.(خوارزمی) این جشن و روز را ابوریحان بیرونی «رام روچ» ثبت کرده است.
در تقویم باستانی جشن های ایرانی، ۲۱ مهر ماه به نام جشن رام روزی یا رام روچ، مصادف بر پیروزی کاوه آهنگر و فریدون بر ضحاک ماردوش نام گذری شده است.
فریدون در شاهنامه قهرمانی اسطوره ای است که شخصیتی نمیه خدایی دارد و از او به عنوان اژدهاکش یاد می شود. پدر او از قربانیان ضحاک است. کاوه آهنگر نیز که فرزندانش قربانی ضحاک می شوند به نزد فریدون ۱۶ ساله می رود و با کمک او بر ضحاک پیروز می شوند. پیروزی فریدون و کاوه بر ضحاک او را به جایگاه پیروزمندترین مردمان، پس از زرتشت، می رساند و سبب به دست آردن بخشی از فر جمشید می شود.
جشن رام روزی جشنی در ستایش ایزد رام نیز بوده است. رام، ایزد شادمانی، آشتی و بخشنده ی چراگاه های فراخ است. گفته می شود او به تن آدمی جان می بخشید. ابوریحان بیرونی نام این جشن را *«رام روچ»* نگاشته است. جشن رام روزی در سرزمین خوارزم بیشتر شناخته شده بود.
به گواه بسیاری، آغاز جشن مهرگان روز نخست یا دوم مهر است که در زمان ساسانیان به مهرروز(شانزدهم) مهر جا به جا شد و رام روز شش روز پس از آن و برابر با بیست و یکم مهر بود. جشن مهرگان تا زمان حمله مغولان همچنان جشنی فراگیر بود، ولی شوربختانه پس از آن کم فروغ و بی فروغ شد.
مردم سوادكوه مازندران بر این باورند كه روز پیروزی فریدون بر ضحاک، روزی است كه طبیعت نیز به خاطر این پیروزی، جان تازه ای در كالبدش دمیده می شود و شكوفا. مردم بدین مناسبت جشن و پایكوبی برپا می كنند.
ثبت جشن رام روزی و پیروزی کاوه آهنگر و فریدون بر ضحاک ماردوش و بر تخت نشستن فریدون در تقویم زرتشتی ایرانیان، نشان دهنده امید و پیروزی راستی بر ظلم و ستم بوده و هست.
سروش درست بویراحمدی
پژوهشگر و نویسنده فولکلور ایران
انتهای خبر/















ثبت دیدگاه