زخم عمیق بر پیکر چم گنجشکی یاسوج/برداشت‌شن از رودخانه‌بشار امنیت پل‌ها را نشانه رفت
۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۸
برداشت غیرمجاز شن و ماسه از بستر رودخانه بشار در محدوده چم گنجشکی، زنگ خطر تازه‌ای برای ایمنی پل‌های یاسوج به صدا درآورده است.
ارسال توسط : منبع : پیوارنیوز
پ
پ

به گزارش پایگاه خبری پیوارنیوز؛رودخانه بشار این روزها نه خروش دارد و نه طراوت. فصل خشکی سال، آب را به نوار باریکی از جریانِ خسته بدل کرده و بستر سنگی و ماسه‌ای آن، چون زخمی کهنه، زیر آفتاب داغ تیرماه برهنه افتاده است.

در منطقه چم گنجشکی، جایی که درختان کنار رودخانه سایه‌ای خنک بر آب می‌انداختند، اکنون جای لاستیک‌های سنگین بیل‌های مکانیکی و ردپای کامیون‌هاست.

صدای موتورهای سنگین، جایگزین آواز پرندگان شده و گرد و غبار زردرنگ، هوای منطقه را در خود فرو برده است؛اینجا دیگر ردپای ماهی‌های ریز و قورباغه‌ها نیست؛ فقط انبوهی از ماسه‌های بریده‌شده از دل رودخانه‌اند که بار می‌شوند تا جای دیگری بروند.

گودال‌های عمیق، رد پای بیل‌های مکانیکی

هرچه جلوتر می‌روی، زمین زیر پا سست‌تر و ناهموارتر می‌شود. گودال‌های عمیق و دراز، که هرکدام به اندازه یک اتاق کوچک است، بستر رودخانه را چون چهره‌ای زخمی، پر از فرو رفتگی کرده است. آب باقی‌مانده در این گودال‌ها، راکد و تیره، چون اشکی در چشم گود رفته رودخانه، به آسمان خیره شده است.

برداشت‌شن از رودخانه‌بشار، امنیت پل‌ها را نشانه رفت

دیواره‌های شنی کناره‌ها، لق‌لق می‌زنند و هر لحظه ممکن است فرو بریزند. نسیمی که از میان این گودال‌ها عبور می‌کند، بوی نم و گل کف‌کرده و سوخت گازوئیل را با خود حمل می‌کند. اینجا بوی مرگ تدریجی یک رودخانه را می‌دهد.

پل سوم؛ زخمی که هنوز التیام نیافته است.

چشم‌انداز پل سوم بشار، که در پایین‌دست این منطقه قرار دارد، هر رهگذری را به یاد فاجعه‌ای تلخ می‌اندازد. پایه‌های این پل که روزگاری محکم بر بستر رودخانه استوار بود، اکنون با لایه‌هایی از بتن ترک‌خورده و آرماتورهای زنگ‌زده، چون استخوان‌هایی از زیر خاک بیرون زده، نمایان است.

سیلاب‌های گذشته، پس از آنکه برداشت‌های بیرویه، شن و ماسه‌های زیر پایه‌ها را دزدیده بود، به راحتی پی این پل را شست و خالی کرد. امروز، پل سوم با همان شکاف‌های عمیق روی عرشه، چون پروژه ای خسته، نظاره‌گر تکرار همان اشتباه در بالادست خود است.

پل چهارم در انتظار، رودخانه در مخاطره

فاصله چند کیلومتری آن سوتر، پل چهارم بشار (پل سردار شهید نورالله یزدانپناه) که یک دهه برای تکمیلش طول کشید؛ گفته می‌شود شن و ماسه‌های چم گنجشکی برای بیس‌ریزی و زیرسازی پل دهنو از بالا دستش در حال برداشت است.

اما سوال اینجاست؟ آیا برای نجات یک پل، باید جان رودخانه و پل دیگری را گرفت؟ آیا نمی‌شد از معادن مجاز یا مصالح جایگزین استفاده کرد؟ مگر نه اینکه تجربه پل سوم ثابت کرد، هرچه از بستر رودخانه برداریم، در اولین سیلاب، خودش را پس خواهد گرفت، وقتی بیل‌های مکانیکی، تنه‌های درختان کنار رودخانه را برای عبور خود قطع می‌کنند و مسیر آب را به هم می‌ریزند، یعنی ما هنوز از تاریخ درس نگرفته‌ایم.

رودخانه‌ای که می‌توانست بهشت باشد، دارد جهنم می‌شود.

طرح ساماندهی رودخانه بشار، که قرار بود این مسیر آبی را به تفرجگاهی دل‌انگیز برای یاسوجی‌ها تبدیل کند و همزمان خطر سیل را مدیریت نماید، حالا در هاله‌ای از غبار کامیون‌ها و صدای ژنراتورها گم شده است.

به جای پیاده‌روهای کنار رودخانه و نیمکت‌های سایه‌دار، انبوهی از نی‌های خشکیده و بطری‌های پلاستیکی رها شده در گل‌ولای، دیده می‌شود.

ماهی‌های سفیدرود که روزگاری در این آب‌ها جهش می‌زدند، یا مرده‌اند یا به بالادست فرار کرده‌اند. اگر این روند ادامه یابد، نه پل سوم، نه پل چهارم و نه هیچ سازه‌ای، در مقابل خشم طبیعت دوام نخواهد آورد؛ چون ما خود، تکیه‌گاه رودخانه را از او دریغ کرده‌ایم.

پایان‌بند؛ فریادی در میان سکوت

شب ها که باد از روی گودال‌های چم گنجشکی می‌وزد، صدایی شبیه به ناله از ته گودال‌ها برمی‌خیزد. این فریاد خاموش رودخانه بشار است که می‌گوید: «اگر امروز به فریادم نرسید، فردا سیلاب، پاسخ بی‌توجهی‌تان را خواهد داد.»

مسئولان شهری، مدیران آب‌منطقه‌ای و همه کسانی که صدای بیل‌های مکانیکی را می‌شنوند و سکوت می‌کنند، بدانند که تاریخ، فاجعه پل سوم را تکرار خواهد کرد؛ این بار با پل چهارم، و شاید با خانه‌های کنار رودخانه. زمان، از دست رفته است؛ اما شاید هنوز دیر نشده باشد.

انتهای خبر/

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.