مقایسه تطبیقی «ت» و «ط»: ریشه‌شناسی، تاریخچه و کاربرد در زبان فارسی
۲۸ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۵
پرسش اصلی این است که کدام‌یک از این دو حرف ریشه‌ای ایرانی دارد و کدام‌یک عربی است، و کاربرد کدام‌یک در زبان فارسی امروز اصیل‌تر و اصولی‌تر به شمار می‌رود.
ارسال توسط : منبع : پیوارنیوز
پ
پ

پیوارنیوز؛به قلم دکترسروش درست پیشکش به:ساحت انوشه روان استاد سیدافضل مقیمی، همو که افضل بود و اعلم؛ افخر بود و اعظم؛ اصلح بود و افلح! ادیب بود و اریب؛ نجیب بود و حبیب!… آموزگاری فرهیخته بود و زبان شناسی برجسته! زبان های باستانی را از بُن جان کندوکاو می کرد و با واژگان پَهْلوی، پهلو می زد به زبان شکرشیرین لری. جان زبان پارسی و زبان جان لری را از بُن جان می فهمید…با شاگردانش غرق پژوهش بود و پویش. زبان‌شناس برجسته ی دانشگاه شیراز، نویسنده ی فرهنگ لغات زبان لری گویش بویراحمدی و چندین کتاب ارج مند، آن آموزگارِ آموزه‌گار، کتاب گویا و دانشنامه ی زنده که زبان شکر شیرین پارسی را بسان زبان مادریش، زبان شکر شیرین لری دوست داشت.

روانش شاد و نامش پاینده باد!

چکیده

پژوهش حاضر به مقایسهٔ تطبیقی دو حرف «ت» و «ط» در نظام نوشتاری زبان فارسی می‌پردازد. پرسش اصلی این است که کدام‌یک از این دو حرف ریشه‌ای ایرانی دارد و کدام‌یک عربی است، و کاربرد کدام‌یک در زبان فارسی امروز اصیل‌تر و اصولی‌تر به شمار می‌رود. این پژوهش با بهره‌گیری از روش‌های ریشه‌شناسی (اتیمولوژی)، زبان‌شناسی تاریخی تطبیقی، و بررسی کتیبه‌ها و خطوط باستانی، نشان می‌دهد که هر دو حرف «ت» و «ط» ریشه در خطوط سامی باستان دارند، اما مسیر تحول آن‌ها در زبان‌های ایرانی و عربی متفاوت بوده است. «ط» (طاء) در اصل از حرف سامی «تت» (Teth) در الفبای فنیقی ریشه گرفته و از طریق خط آرامی به خط پهلوی و سپس به الفبای عربی راه یافته است. «ت» (تاء) نیز از حرف سامی «تاو» (Taw) مشتق شده است. بررسی خطوط کهن ایرانی از جمله خط میخی هخامنشی، خط پهلوی اشکانی و ساسانی، و خط اوستایی نشان می‌دهد که هر دو نشانه در سنت نوشتاری ایرانی پیشینه‌ای دیرینه دارند، اما «ط» در زبان فارسی امروز به‌عنوان حرفی عربی‌نما تلقی می‌شود، در حالی‌که «ت» حرف اصیل فارسی برای نگارش واژگان ایرانی به شمار می‌رود. نتیجهٔ پژوهش تأکید بر آن است که در نگارش فارسی امروز، واژگان اصیل ایرانی باید با «ت» نوشته شوند و کاربرد «ط» تنها به واژگان عربی یا معرّب محدود گردد.

واژگان کلیدی: ت، ط، ریشه‌شناسی، زبان فارسی، خط پهلوی، زبان‌های سامی، الفبای عربی، زبان‌شناسی تطبیقی.

۱. مقدمه

نظام نوشتاری زبان فارسی امروز، که با اندکی تغییرات از الفبای عربی اقتباس شده است، شامل ۳۲ حرف است که از این میان، ۲۸ حرف ریشه‌ای عربی و ۴ حرف (پ، چ، ژ، گ) ابتکار ایرانی هستند. یکی از چالش‌برانگیزترین مسائل در نگارش فارسی، تمایز میان دو حرف «ت» و «ط» است. این دو حرف در تلفظ فارسی کاملاً یکسان ادا می‌شوند (هر دو به صورت /t/)، اما در نوشتار دارای دو شکل متفاوت هستند و این تفاوت‌نویسی، ریشه در تاریخ پیچیدهٔ خط و زبان در منطقهٔ خاورمیانه دارد.

پرسشی که همواره ذهن نویسندگان، زبان‌شناسان و ادیبان فارسی‌زبان را به خود مشغول داشته این است که آیا «ط» حرفی عربی است یا ایرانی؟ و اگر ایرانی است، چرا در واژگان اصیل فارسی کمتر به کار می‌رود و اغلب در واژگان عربی‌تبار دیده می‌شود؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها، باید سفری به اعماق تاریخ خط و زبان در خاورمیانه داشت؛ سفری که از الفبای فنیقی آغاز می‌شود، از آرامی و پهلوی می‌گذرد، و به الفبای عربی و فارسی امروز می‌رسد.

۱.۱. پرسش‌های پژوهش

پرسش اصلی: ریشهٔ تاریخی و خاستگاهِ «ت» و «ط» در کدام زبان‌ها و خطوط باستانی قرار دارد و کدام‌یک ریشه‌ای ایرانی دارد؟

پرسش‌های فرعی:

۱. مسیر تحول «ط» از خطوط سامی باستان تا خط پهلوی و سپس الفبای عربی چگونه بوده است؟

 

۲. در زبان‌های اروپایی (انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی، پرتغالی، ایتالیایی)، هندی، اردو، پشتو و لاتین، معادل‌های این دو حرف چه سرنوشتی یافته‌اند؟

 

۳. بر اساس یافته‌های ریشه‌شناسی و زبان‌شناسی تاریخی، کدام یک از این دو حرف در نگارش واژگان اصیل فارسی کاربرد دارد و کدام یک مختص واژگان عربی است.

۲. روش پژوهش

 

پژوهش حاضر از نوع کتابخانه‌ای و اسنادی است و با بهره‌گیری از روش زبان‌شناسی تاریخی-تطبیقی (Historical-Comparative Linguistics) انجام گرفته است. در این روش، با مقایسهٔ نظام‌های آوایی و نوشتاری زبان‌های هم‌خانواده و نیز بررسی تحولات تاریخی خطوط، به بازسازی ریشه‌های مشترک و مسیرهای واگرایی پرداخته می‌شود (ابوالقاسمی، ۱۳۷۳، ص ۱۵).

منابع مورد استفاده در این پژوهش شامل:

– منابع مکتوب تاریخی: کتیبه‌های هخامنشی، سنگ‌نوشته‌های ساسانی، متون پهلوی، اوستا و متون کهن فارسی.

– فرهنگ‌های ریشه‌شناسی: فرهنگ‌های معتبر ریشه‌شناسی زبان‌های سامی و ایرانی.

– مقالات علمی: پژوهش‌های انجام‌شده توسط زبان‌شناسان ایرانی و خارجی در زمینهٔ تاریخ خط و زبان.

– منابع دیجیتال: پایگاه‌های دادهٔ زبان‌شناسی معتبر همچون Wikipedia، Etymonline و سایر دایرةالمعارف‌های تخصصی.

روش کار بدین صورت بوده است که ابتدا پیشینهٔ تاریخی هر دو حرف در زبان‌های سامی باستان بررسی شده، سپس مسیر تحول آن‌ها در خطوط آرامی، پهلوی، عربی و فارسی دنبال شده، و در نهایت کاربرد آن‌ها در زبان‌های مختلف (فارسی، عربی، عبری، اردو، پشتو، زبان‌های اروپایی) مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفته است.

۳. پیشینهٔ پژوهش و ریشه‌شناسی

 

۳.۱. الفبای سامی و خاستگاه «ط»

حرف «ط» در زبان عربی (طاء) و معادل‌های آن در دیگر زبان‌های سامی، همگی ریشه در حرف فنیقی «تت» (Teth) دارند. «تت» نُهمین حرف الفبای فنیقی بود و ارزش آوایی آن /tˤ/ (تِ مفخَّم یا همان تِ درشت‌تلفظ) بود (Wikipedia, 2024a, para. 1). بر اساس پژوهش‌های انجام‌شده، نام این حرف در فنیقی احتمالاً به معنای «چرخ» بوده است که نشان از تصویرنگاری ابتدایی آن دارد (Wikipedia, 2024b, para. 2).

از فنیقی، این حرف به الفبای آرامی، عبری، سریانی و در نهایت عربی راه یافت:

– در عبری به شکل «ט» (تِت) درآمد (Wikipedia, 2024a, para. 3).

· در سریانی به شکل «ܛ» (تِت) درآمد.

– در عربی به صورت «ط» (طاء) درآمد و شانزدهمین حرف الفبای عربی به شمار می‌رود (Wikipedia, 2024a, para. 4).

حرف فنیقی «تت» همچنین به الفبای یونانی راه یافت و به شکل «Θ» (تتا) درآمد. «تتا» در یونانی باستان نشان‌دهندهٔ یک /t/ دمشی (aspirated) بود (Wikipedia, 2024c, para. 5). از یونانی، این حرف به الفبای لاتین راه نیافت، اما لاتین‌نویسان برای نمایش آن از ترکیب «TH» استفاده می‌کردند که در لاتین متأخر به صورت /t/ ساده تلفظ می‌شد.

۳.۲. الفبای سامی و خاستگاه «ت»

حرف «ت» در زبان عربی (تاء) نیز ریشه‌ای سامی دارد و از حرف فنیقی «تاو» (Taw) مشتق شده است. «تاو» آخرین (بیست و دومین) حرف الفبای فنیقی و عبری بود و معنای اصلی آن «نشان» یا «علامت» بوده است (Wikipedia, 2024d, para. 1). بر اساس پژوهش‌های انجام‌شده، نام این حرف از رسم علامت‌گذاری (داغ‌کردن) بر روی چهارپایان در میان عشایر بین‌النهرین باستان ریشه گرفته است (Gardiner & Goldwasser, as cited in Wikipedia, 2024d, para. 2).

در عبری به شکل «ת» (تاو) درآمد و در عربی به صورت «ت» (تاء) تحول یافت (Wikipedia, 2024d, para. 3).

حرف فنیقی «تاو» به الفبای یونانی راه یافت و به شکل «Τ» (تاو) درآمد. از یونانی، این حرف به الفبای لاتین راه یافت و به شکل «T» درآمد. در الفبای سیریلیک نیز به شکل «Т» ادامه یافت (Wikipedia, 2024d, para. 6).

۳.۳. نکتهٔ کلیدی: تمایز آوایی در سامی باستان

نکتهٔ جالب توجه این است که در الفبای فنیقی، «تت» (ط) و «تاو» (ت) دو حرف مجزا با دو تلفظ متفاوت بودند (Wikipedia, 2024a, para. 2; Wikipedia, 2024d, para. 1):

– «تت» (ط) تلفظی مفخّم (درشت) داشت: /tˤ/

– «تاو» (ت) تلفظی معمولی داشت: /t/

این تمایز آوایی در زبان عربی همچنان حفظ شده است، اما در زبان فارسی این تفاوت از میان رفته و هر دو به یک شکل تلفظ می‌شوند. به‌گزارش دانشنامهٔ ویکی‌پدیا، «ط» در الفبای فارسی به صورت یک «ت» سخت تلفظ می‌شود و نوزدهمین حرف الفبای فارسی است (Wikipedia, 2024a, para. 6).

۳.۴. از فنیقی تا پهلوی: ورود «ط» به ایران

یکی از مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش، حضور «ط» در خطوط کهن ایرانی است. برخلاف باور رایج که «ط» را حرفی کاملاً عربی می‌داند، شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این حرف در خط پهلوی اشکانی و ساسانی نیز وجود داشته است.

خط پهلوی یا دبیرهٔ پهلوی، نام دسته‌ای از خط‌هاست که برای نوشتن زبان پارسی میانه و پهلوی اشکانی (پارتی) به کار می‌رفته است. این خط‌ها ریشه در خط آرامی دارند (خط پهلوی، ۱۳۹۹، پاراگراف ۱). به‌گزارش پژوهشگران، در خط پهلوی کتابی و اوستایی، نشانهٔ «ت» به شکلی نوشته می‌شد که به «ط» امروزی نزدیک بود (Javadi, 2024, para. 3).

پس از سقوط شاهنشاهی ساسانی و ورود اسلام به ایران، ایرانیان برای نوشتن زبان فارسی از الفبای عربی استفاده کردند. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته این است که الفبای عربی خود از خطوطی مشتق شده که ریشه در خط آرامی داشتند و آرامی نیز از فنیقی گرفته شده بود. بدین ترتیب، ایرانیان در حقیقت با خطی مواجه شدند که بسیاری از عناصر آن در سنت نوشتاری پیشین آن‌ها (خط پهلوی) وجود داشت.

به‌عنوان مثال، واژهٔ «طبرستان» که امروزه اغلب «تبرستان» نوشته می‌شود، در خط پهلوی نیز با حرفی شبیه به «ط» نوشته می‌شده است (Javadi, 2024, para. 4). این نشان می‌دهد که «ط» نه یک حرف بیگانه، بلکه عنصری آشنا در سنت نوشتاری ایرانیان بوده است. با این حال، تفاوت اساسی در تلفظ وجود دارد: در حالی که در عربی «ط» تلفظی مفخّم دارد، در فارسی این تمایز از میان رفته و «ط» نیز مانند «ت» تلفظ می‌شود.

برخی پژوهشگران معتقدند که «ط» عربی در واقع «ت» دوم اوستایی است که از طریق پهلوی اشکانی به الفبای عربی راه یافته است (Javadi, 2024, para. 2).

۴. بررسی تطبیقی در زبان‌ها و خطوط باستانی

۴.۱. خط میخی فارسی باستان

خط میخی هخامنشی که برای نگارش فارسی باستان به کار می‌رفت، دارای نشانه‌هایی برای آوای /t/ بود. این خط که در زمان داریوش بزرگ برای کتیبه‌نویسی ابداع شد، فاقد تمایز میان «ت» معمولی و «ط» مفخّم بود، زیرا در فارسی باستان چنین تمایزی وجود نداشته است (ابوالقاسمی، ۱۳۷۳، ص ۴۲).

۴.۲. خط پهلوی (اشکانی و ساسانی)

خط پهلوی که برای نوشتن زبان پارسی میانه به کار می‌رفت، دارای نشانه‌هایی بود که برخی از آن‌ها به «ط» امروزی شباهت داشتند. خط پهلوی به چند زیرشاخه تقسیم می‌شود (خط پهلوی، ۱۳۹۹، پاراگراف ۳):

– پارتی کتیبهای یا دبیرهٔ پهلوی اشکانی: برای نوشتن زبان پارتی (کتیبهای و گسستها).

– پهلوی کتیبهای (گشتهدبیره): برای کتیبه‌های پارسی میانهٔ ساسانی.

– پهلوی کتابی (آمدبیره): برای کتاب‌های پارسی میانهٔ زرتشتی.

– پهلوی زبوری یا مسیحی: برای ترجمهٔ کتاب مقدس به پارسی میانه.

زبان پهلوی اشکانی، زبان سرزمین پهلو (خراسان بزرگ) بود، و زبان پهلوی ساسانی، زبان رسمی دیوان و دربار در دوران ساسانیان به شمار می‌رفت. در هر دو دوره، نشانه‌های نوشتاریِ معادل «ط» وجود داشته است (Javadi, 2024, para. 3).

۴.۳. خط اوستایی

خط اوستایی یا «دین‌دبیره» (خط دینی) که برای نگارش متون دینی زرتشتی به کار می‌رفت، نیز دارای نشانه‌هایی برای آوای /t/ بود. برخی پژوهشگران معتقدند که «ط» عربی در واقع «ت» دوم اوستایی است که از طریق پهلوی اشکانی به الفبای عربی راه یافته است (Javadi, 2024, para. 2).

۴.۴. زبان عبری

در زبان عبری، دو حرف «ט» (تِت) و «ת» (تاو) همچنان وجود دارند. در عبری امروز، هر دو به صورت /t/ تلفظ می‌شوند (Wikipedia, 2024e, para. 1). با این حال، در تلفظ سنتی یمنی و سفاردی، «ט» همچنان تلفظی مفخّم /tˤ/ دارد که نشان از باقی‌ماندهٔ تمایز باستانی است (Wikipedia, 2024a, para. 5).

۴.۵. زبان‌های اروپایی (لاتین، یونانی، انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی، پرتغالی، ایتالیایی)

در زبان یونانی:

– حرف فنیقی «تت» (ط) به شکل «Θ» (تتا) درآمد (Wikipedia, 2024c, para. 4).

– حرف فنیقی «تاو» (ت) به شکل «Τ» (تاو) درآمد (Wikipedia, 2024d, para. 5).

در زبان لاتین:

– «تتا» یونانی (Θ) به الفبای لاتین راه نیافت. لاتین‌نویسان برای نمایش آن از ترکیب «TH» استفاده می‌کردند که در لاتین متأخر به صورت /t/ ساده تلفظ می‌شد.

– «تاو» یونانی (Τ) به شکل «T» در لاتین درآمد (Wikipedia, 2024d, para. 6).

در زبان‌های رومی (اسپانیایی، پرتغالی، ایتالیایی، فرانسوی):

– ترکیب «TH» در واژگانِ برگرفته از یونانی باقی مانده است، اما تلفظ آن به /t/ ساده تبدیل شده است. به‌عنوان مثال: اسپانیایی teoría (نظریه)، teatro (تئاتر).

در زبان‌های ژرمنی (انگلیسی، آلمانی):

– «TH» تلفظی متفاوت دارد (مثلاً در انگلیسی به صورت /θ/ یا /ð/) که ریشه در تحولات آوایی این زبان‌ها دارد.

نکتهٔ مهم این است که در هیچ‌یک از زبان‌های اروپایی، تمایز میان «ت» معمولی و «ط» مفخّم (که در عربی و عبری وجود دارد) حفظ نشده است. این تمایز تنها در زبان‌های سامی و تا حدی در زبان‌هایی که از الفبای عربی استفاده می‌کنند (مانند فارسی، اردو، ترکی عثمانی) باقی مانده است.

۴.۶. زبان هندی و سانسکریت

در زبان سانسکریت و زبان‌های هندیِ برگرفته از آن (مانند هندی، اردو، مراتی)، دستگاه آوایی شامل چهار نوع همخوان دندانی-لثوی است: /t/ (تِ معمولی)، /tʰ/ (تِ دمشی)، /ʈ/ (تِ برگشتی)، و /ʈʰ/ (تِ برگشتیِ دمشی). این تمایزات با تمایز «ت» و «ط» در عربی متفاوت است.

۴.۷. زبان اردو

زبان اردو که با خط عربی-فارسی نوشته می‌شود، هر دو حرف «ت» و «ط» را دارد. در تلفظ اردوی امروز، تفاوتی میان آن‌ها وجود ندارد و هر دو به صورت /t/ تلفظ می‌شوند، درست مانند فارسی. با این حال، در نگارش اردو نیز مانند فارسی، واژگان اصیل هندی/اردو با «ت» و واژگان عربی با «ط» نوشته می‌شوند.

۴.۸. زبان پشتو

زبان پشتو که از الفبای عربی-فارسی با ۴۴ حرف استفاده می‌کند، نیز هر دو حرف «ت» و «ط» را دارد. علاوه بر این، پشتو دارای حرف ویژهٔ «ټ» (تِ برگشتی) نیز هست که نشان‌دهندهٔ وجود تمایزات آواییِ بیشتر در این زبان است. در تلفظ پشتو، «ت» و «ط» هر دو به صورت /t/ تلفظ می‌شوند و تفاوتی ندارند.

۴.۹. زبان لری (گویش بویراحمدی)

زبان لری، یکی از زبان‌های ایرانی جنوب غربی، ریشه در فارسی میانه دارد. گویش لری بویراحمدی یکی از گویش‌های لری جنوبی است (مقیمی، ۱۳۷۸، ص ۱۲).

در این گویش، حرف «ت» (تاء) کاربرد گسترده‌ای دارد و در بسیاری از واژگان اصیل لری به کار می‌رود. به‌عنوان مثال (مقیمی، ۱۳۷۸، صص ۴۵، ۶۷، ۸۹):

– تییژه/ شیره کش(با کسرهٔ «ت»): به معنی آبکش

– تیف/ تُپ: به معنی قطره

– تی / تَْ: به معنی «نزد، کنارِ»

حرف «ط» (طاء) در گویش لری بویراحمدی، مانند فارسی معیار، عمدتاً در واژگان عربی‌تبار به کار می‌رود و در واژگان اصیل لری حضوری ندارد. این موضوع نشان می‌دهد که «ت» ریشه‌ای کهن‌تر و اصیل‌تر در زبان‌های ایرانی دارد.

۵. ریخت‌شناسی (مورفولوژی) و آواشناسی (فونولوژی)

۵.۱. ریخت‌شناسی (شکل ظاهری)

شکل «ت» (تاء): در الفبای عربی، «ت» سومین حرف است. شکل اصلی آن «ت» است که با دو نقطه در بالا مشخص می‌شود. این حرف در حالت‌های مختلف نوشتاری تغییر شکل می‌دهد اما دو نقطهٔ بالایی همواره حفظ می‌شود.

شکل «ط» (طاء): در الفبای عربی، «ط» شانزدهمین حرف است. شکل اصلی آن «ط» است که بدون نقطه نوشته می‌شود و شکلی کشیده و عمودی دارد. این حرف نیز در حالت‌های مختلف نوشتاری تغییر شکل می‌دهد.

در خط پهلوی، نشانه‌ای که به «ط» امروزی شباهت داشت، در بسیاری از واژگان ایرانی به کار می‌رفته است. از جملهٔ این واژگان می‌توان به «طبرستان»، «طهماسب»، «طارم»، «طوس»، «طبق» و «طاق» اشاره کرد (Javadi, 2024, para. 4).

۵.۲. آواشناسی (تلفظ)

در زبان عربی (Wikipedia, 2024a, para. 2; Wikipedia, 2024d, para. 1):

– «ت» (تاء): همخوان دندانی-لثوی، انفجاری، بی‌واک /t/

– «ط» (طاء): همخوان دندانی-لثوی، انفجاری، بی‌واک، مفخّم (emphatic) /tˤ/

در زبان فارسی (Wikipedia, 2024a, para. 6):

– هر دو حرف «ت» و «ط» به صورت /t/ (همخوان دندانی-لثوی، انفجاری، بی‌واک) تلفظ می‌شوند و تفاوتی در تلفظ ندارند.

در زبان عبری (Wikipedia, 2024e, para. 1):

– «ט» (تِت) و «ת» (تاو) در عبری امروز هر دو به صورت /t/ تلفظ می‌شوند، اگرچه در تلفظ‌های سنتی تفاوت باقی مانده است.

در زبان‌های اروپایی (Wikipedia, 2024c, para. 5):

– معادل یونانی «ط» (Θ – تتا) در یونانی باستان /tʰ/ (تِ دمشی) بوده و در یونانی جدید به /θ/ (صدای «ث» انگلیسی) تبدیل شده است.

– در لاتین و زبان‌های رومی، این حرف به صورت /t/ ساده تلفظ می‌شود.

۶. کاربرد در زبان فارسی: «ت» فارسی یا «ط» عربی؟

۶.۱. دیدگاه سنتی

در سنت نگارش فارسی، همواره تلاش شده است که واژگان اصیل ایرانی با «ت» نوشته شوند و واژگان عربی با «ط» (و نیز «ث»، «ص»، «ض»، «ظ»، «ح» و «ع») نوشته شوند. این رویکرد ریشه در تلاش برای حفظ هویت زبان فارسی در برابر تأثیرات عربی دارد (ابوالقاسمی، ۱۳۷۳، ص ۱۵۸).

براساس این دیدگاه:

– واژگان اصیل فارسی با «ت» نوشته می‌شوند: تهماسب، توس، تبرستان، تارم، تیسفون، تهران

– واژگان عربی با «ط» نوشته می‌شوند: طبیعت، طالع، اطلاع، مطمئن

۶.۲. دیدگاه تاریخی

بر اساس شواهد تاریخی، «ط» در خط پهلوی نیز وجود داشته است و برخی واژگان اصیل ایرانی در منابع کهن با «ط» نوشته شده‌اند (Javadi, 2024, para. 4). به‌عنوان مثال:

– طبرستان (که امروزه «تبرستان» نوشته می‌شود) در منابع کهن با «ط» نوشته می‌شده است

– طهماسب، طارم، طوس، طاق نیز در متون کهن با «ط» دیده می‌شوند

این موضوع نشان می‌دهد که مرز میان «ت» و «ط» در طول تاریخ همواره سیال بوده است و آنچه امروز «قاعده» تلقی می‌شود، حاصل تحولات تاریخی و تصمیم‌گیری‌های فرهنگستان‌های زبان است.

۶.۳. مورد تهران (طهران)

یکی از مشهورترین نمونه‌های این سیالیت، نام پایتخت ایران است. کلمهٔ «تهران» تا اوایل قرن پنجم هجری به همین شکل نوشته می‌شد. از قرن چهارم به بعد، شکل «طهران» در کتاب‌های فارسی و آثار مورخان و سیاحان عرب به چشم می‌خورد (نفیسی، ۱۳۲۰، ص ۵). در سال ۱۳۲۰ هجری شمسی، فرهنگستان ایران چنین مقرر کرد که نام «طهران» به صورت «تهران» نوشته شود (اقبال آشتیانی، ۱۳۲۰، ص ۱۲).

این تصمیم نشان‌دهندهٔ نگاه فرهنگستان به «ط» به‌عنوان حرفی عربی و نامناسب برای واژگان اصیل فارسی است، هرچند که خود «ط» پیشینه‌ای در خطوط کهن ایرانی داشته است.

۶.۴. دیدگاه زبان‌شناسان معاصر

بسیاری از زبان‌شناسان معاصر بر این باورند که (ابوالقاسمی، ۱۳۷۳، ص ۱۶۰؛ کسروی، ۱۳۲۰، ص ۸):

آقای درست مجمع خیرین:

۱. «ط» در اصل حرفی سامی است که از طریق آرامی به خط پهلوی و سپس به الفبای عربی راه یافته است.

۲. اگرچه «ط» در خط پهلوی وجود داشته، اما در زبان فارسی میانه تمایز آوایی میان «ت» و «ط» وجود نداشته است.

۳. حضور «ط» در واژگان اصیل فارسی بیشتر به رسم‌الخط‌های متأثر از عربی بازمی‌گردد تا ریشه‌شناسی واقعی.

۴. در فارسی امروز، بهترین رویکرد، نوشتن واژگان اصیل ایرانی با «ت» و واژگان عربی با «ط» است.

۷. دیدگاه‌های صاحب‌نظران

۷.۱. عباس اقبال آشتیانی

اقبال آشتیانی در مقالهٔ «از طهران تا تهران» به بررسی تاریخی نام پایتخت پرداخته و نشان داده است که شکل «تهران» اصیل‌تر و کهن‌تر از «طهران» است. او معتقد است که «ط» در این نام، تأثیری عربی بر نگارش فارسی بوده است (اقبال آشتیانی، ۱۳۲۰، ص ۱۵).

۷.۲. سعید نفیسی

نفیسی در مقالهٔ «طهران یا تهران» به این نکته اشاره کرده که شکل «طهران» از قرن چهارم به بعد در متون فارسی دیده می‌شود و این نشان از تأثیر نویسندگان عرب‌زبان بر نگارش فارسی دارد (نفیسی، ۱۳۲۰، ص ۷).

۷.۳. سید احمد کسروی

کسروی در مقالهٔ «تهران یا طهران؟ آیا کدامیک از این دو مقاله درست‌تر است» به نقد دیدگاه‌های پیشین پرداخته و بر اصالت «تهران» تأکید کرده است. او معتقد است که «ط» حرفی است که در فارسی تلفظی متمایز از «ت» ندارد و بنابراین نباید در واژگان اصیل فارسی به کار رود (کسروی، ۱۳۲۰، ص ۱۰).

۷.۴. نظریهٔ «ط» پهلوی

برخی پژوهشگران معاصر، با استناد به حضور «ط» در خط پهلوی، معتقدند که «ط» حرفی ایرانی است و کاربرد آن در واژگان فارسی نه تنها اشکالی ندارد، بلکه می‌تواند اصیل‌تر باشد (Javadi, 2024, para. 4). بر اساس این دیدگاه، واژگانی مانند «طهماسب»، «طارم»، «طوس»، «طاق» با «ط» نوشته می‌شوند، چرا که در خط پهلوی نیز به همین شکل نوشته می‌شده‌اند.

با این حال، این دیدگاه با نقدهایی مواجه شده است؛ از جمله اینکه خط پهلوی در دوره‌های مختلف دارای رسم‌الخط‌های گوناگونی بوده و نمی‌توان یکسان‌انگاریِ کامل میان نشانه‌های آن با حروف عربی امروز انجام داد (ابوالقاسمی، ۱۳۷۳، ص ۱۶۲).

۸. نتیجه‌گیری

 

بر اساس یافته‌های این پژوهش، می‌توان به پرسش‌های اصلی و فرعی پاسخ داد:

پاسخ به پرسش اصلی: ریشهٔ تاریخی «ط» به حرف فنیقی «تت» (Teth) بازمی‌گردد که از طریق الفبای آرامی به خط پهلوی و سپس به الفبای عربی راه یافته است (Wikipedia, 2024a, para. 1). «ت» نیز از حرف فنیقی «تاو» (Taw) مشتق شده است (Wikipedia, 2024d, para. 1). بنابراین، هر دو حرف ریشه‌ای سامی دارند، اما «ط» پیشینه‌ای کهن‌تر در خطوط ایرانی (پهلوی) دارد، در حالی که «ت» در زبان فارسی امروز به‌عنوان حرف اصیل‌تر برای واژگان ایرانی شناخته می‌شود.

پاسخ به پرسش فرعی اول: مسیر تحول «ط» چنین بوده است: فنیقی (تت) ← آرامی (تت) ← پهلوی (نشانه‌ای شبیه به ط) ← عربی (طاء). این حرف در طول این مسیر، ارزش آوایی خود را از /tˤ/ (مفخّم) در سامی باستان تا /t/ ساده در فارسی امروز تغییر داده است (Wikipedia, 2024a, para. 5; Javadi, 2024, para. 3).

پاسخ به پرسش فرعی دوم: در زبان‌های اروپایی، معادل «ط» (تت فنیقی) به یونانی «تتا» (Θ) و سپس به ترکیب «TH» در لاتین و زبان‌های رومی تبدیل شده است (Wikipedia, 2024c, para. 4). در این زبان‌ها، تمایز «ت» و «ط» از میان رفته است. در زبان هندی و سانسکریت، تمایزات آوایی دیگری وجود دارد که با تمایز عربی «ت/ط» متفاوت است. در زبان اردو و پشتو نیز مانند فارسی، «ت» و «ط» هر دو به صورت /t/ تلفظ می‌شوند، اما در نگارش، واژگان اصیل با «ت» و واژگان عربی با «ط» نوشته می‌شوند. در گویش لری بویراحمدی، «ت» در واژگان اصیل لری کاربرد گسترده‌ای دارد و «ط» عمدتاً در واژگان عربی‌تبار به کار می‌رود (مقیمی، ۱۳۷۸، صص ۴۵، ۶۷، ۸۹).

پاسخ به پرسش فرعی سوم: بر اساس یافته‌های ریشه‌شناسی و زبان‌شناسی تاریخی، اگرچه «ط» در خط پهلوی وجود داشته، اما در فارسی امروز، «ت» حرف اصیل‌تر برای واژگان ایرانی به شمار می‌رود. واژگان عربی باید با «ط» نوشته شوند و واژگان اصیل فارسی با «ت». استثناهایی مانند «طهماسب» و «طارم» که در منابع کهن با «ط» نوشته شده‌اند، بیشتر به رسم‌الخط‌های متأثر از عربی بازمی‌گردند تا ریشه‌شناسیِ واقعی (Javadi, 2024, para. 4؛ کسروی، ۱۳۲۰، ص ۱۰).

نتیجه‌گیری نهایی: زبان فارسی در طول تاریخ، همواره در تعامل با زبان‌های دیگر بوده و این تعامل در نظام نوشتاری آن نیز بازتاب یافته است. «ط» اگرچه در خطوط کهن ایرانی حضور داشته، اما در زبان فارسی امروز به‌عنوان حرفی عربی‌نما تلقی می‌شود و بهترین رویکرد، استفاده از «ت» برای واژگان اصیل فارسی و «ط» برای واژگان عربی است.

این رویکرد نه تنها به پاسداشت هویت زبان فارسی کمک می‌کند، بلکه به خواننده در تشخیص ریشهٔ واژگان یاری می‌رساند و از سردرگمی در نگارش می‌کاهد (ابوالقاسمی، ۱۳۷۳، ص ۱۶۴).

۹. منابع و مآخذ

– ابوالقاسمی، محسن. (۱۳۷۳). ریشه‌شناسی زبان فارسی. تهران: نشر ققنوس.

– اقبال آشتیانی، عباس. (۱۳۲۰). از طهران تا تهران. تهران: انتشارات فرهنگستان ایران.

– خط پهلوی. (۱۳۹۹). در ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد. بازیابی ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶، از https://fa.wikipedia.org/wiki/خط_پهلوی

– کسروی، سید احمد. (۱۳۲۰). تهران یا طهران؟ آیا کدامیک از این دو مقاله درست‌تر است. تهران: انتشارات فرهنگستان ایران.

– مقیمی، سید افضل. (۱۳۷۸). فرهنگ لغات زبان لری گویش بویراحمدی. شیراز: انتشارات دانشگاه شیراز.

– نفیسی، سعید. (۱۳۲۰). طهران یا تهران. تهران: انتشارات فرهنگستان ایران.

– Javadi, H. (2024). حرف «ط» در خط پهلوی / خطی که امروزه به دروغ عربی می‌خوانند. LinkedIn. Retrieved from https://www.linkedin.com/posts/hossein-javadi-cph_حرف-ط-در-خط-پهلوی-خطی-که-امروزه-به-activity-7266752233050927104-JfHd

– Wikipedia, the Free Encyclopedia. (2024a). Teth. Retrieved from https://en.wikipedia.org/wiki/Teth

– Wikipedia, the Free Encyclopedia. (2024b). Teth – Origins. Retrieved from https://en.wikipedia.org/wiki/Teth#Origins

– Wikipedia, the Free Encyclopedia. (2024c). Theta. Retrieved from https://en.wikipedia.org/wiki/Theta

– Wikipedia, the Free Encyclopedia. (2024d). Taw. Retrieved from https://en.wikipedia.org/wiki/Taw

– Wikipedia, the Free Encyclopedia. (2024e). Hebrew ❤️ alphabet. Retrieved from https://en.wikipedia.org/wiki/Hebrew_alphabet

خط پهلوی

خط پهلوی یا دبیرهٔ پهلوی نام یک دستهٔ کلی از خط‌هایی است که برای نوشتن زبان (های) پارسی میانه و پهلوی اشکانی (پارتی) به صورت کتیبه‌ای یا کتابی به کار می‌رفته‌اند. این خطوط از خط مانوی مستقل‌اند. تمام این خط‌ها ریشه در خط آرامی دارند و مانند آرامی از راست به چپ نوشته می‌شده‌اند.

الفبای پهلوی

*

سنگ‌نوشته شاپور یکم بر کعبه زرتشت به پهلوی اشکانی

نوع

جایگزین ابجد، واژه‌نگاشت

زبان‌ها

زبان‌های ایرانی میانه

دورهٔ زمانی

سدهٔ ٢ پ.م. – سدهٔ ۱۷ م. (برانگاشتی)

سامانهٔ مادر

هیروگلیف مصری

الفبای نیاسینایی

الفبای فنیقی

الفبای آرامی

الفبای پهلوی

سامانهٔ فرزند

الفبای اوستایی

ایزو ۱۵۹۲۴

Phli, 131

 

(Inscriptional Pahlavi)

Prti, 130

(Inscriptional Parthian)

Phlp, 132

(Psalter Pahlavi)

Phlv, 133

(Book Pahlavi)

جهت

راست به چپ

مخفف یونیکد

Inscriptional Pahlavi

دامنه یونیکد

•  U+10B60–U+10B7F Inscriptional Pahlavi

•  U+10B40–U+10B5F Inscriptional Parthian

•  U+10B80–U+10BAF Psalter Pahlavi

نمونه‌ای از خط پهلوی کتیبه‌ای در طاق بستان، قرن چهارم میلادی

زیرشاخه‌ها

دبیره‌های پهلوی را معمولاً به زیرشاخه‌های زیر تقسیم می‌کنند:

پارتی کتیبه‌ای یا دبیرهٔ پهلوی اشکانی، که با آن زبان پارتی را می‌نوشته‌اند (کتیبه‌ای و گسسته‌است).

پهلوی کتیبه‌ای (گشته‌دبیره)، یا دبیرهٔ پهلوی ساسانی که کتیبه‌های پارسی میانه را بدان می‌نوشته‌اند.

پهلوی کتابی (آم‌دبیره)، (پهلوی ساسانی پیوسته) که کتاب‌های پارسی میانه زردشتی بدان نوشته شده‌اند.

پهلوی زبوری یا مسیحی، که ترجمه کتاب مقدس به زبان پارسی میانه بدان نوشته شده‌است.

این دبیره‌ها گرچه اصل و ریشه‌ای یکسان و شباهت‌هایی با هم دارند، تفاوتشان به اندازه‌ای است که جداگانه از آنها یاد می‌شود. حروف سنگ‌نبشته‌ای پارتی با پارسی میانه (کتیبه‌ای یا کتابی) نیز تفاوت‌های بسیار دارند. هرچند خود واژهٔ پهلوی برگفته از پهلو است که خود صورتی از واژهٔ پرثوه (که صورت باستانی واژهٔ پارت است) می‌باشد، اما اصطلاحاً به همه دبیره‌هایی که هم پارتی و هم پارسی میانه را با آنها نوشته‌اند، گفته می‌شود.

به‌طور کلی خط پهلوی خطی پرابهام به‌شمار می‌رود و ابهام بعضی گونه‌های آن نظیر پهلوی کتابی بیشتر از آنِ بقیه است. در گونه‌های منفصل بیشترین جنبهٔ ابهام به‌علت دلالت یک نویسه بر چندین واج است؛ مثلاً در پهلوی ساسانی کتیبه‌ای نویسهٔ «* » می‌تواند دلالت بر صامت «ر» «و» یا مصوت «او» کند. در گونهٔ متصل علاوه بر این گونه ابهامات مشکل دیگری نیز پدیدار می‌گردد: اتصال چند حرف به یکدیگر باعث شباهت مجموعه حروف به حرفی دیگر می‌شود.

خط پهلوی یکی از دشوارترین و پیچیده‌ترین خط‌های جهان است. این خط در کاملترین شرایط دارای ۲۲ حرف می‌باشد. به‌طوری که بسیاری از این حروف با چندین صدای مختلف ادا می‌شوند و خواننده با چندگانگی‌های زیادی در ادای واژگان روبرو می‌گردد. همچنین تفاوتهای زیادی در نسخه‌های مختلف خطوط پهلوی وجود داشته‌است. برای مثال خط پهلوی جنوب‌غرب ایران دارای ۱۹ حرف و خط پهلوی شمال غرب ایران دارای ۲۰ حرف بوده‌است. مشکلات این خط تا جایی بود که وقتی مغان زرتشتی اقدام به نگارش کتابهای دین زرتشت نمودند، خط پهلوی را در شأن کتاب اوستا ندیدند. از همین رو، با توسعهٔ خط پهلوی، خطی جدید و بسیار کامل به نام خط اوستایی ساختند و آن را دین‌دبیره (خط دینی) نامیدند.

ویژگی روشن خط پهلوی املای تاریخی و شبه‌تاریخی آن است؛ بدین‌گونه که صورت نوشته‌شده تنها ادامهٔ سنت نگارشی باستانی است (یعنی حالتی از زبان فارسی بین فارسی میانه و فارسی باستان را بازمی‌تاباند)، اما گونهٔ ملفوظ آن به دورهٔ میانه مربوط می‌شود. از مهم‌ترین شاخص‌ها خواندن حروف «ت»، «پ»، «ک» و «چ» پس از یک مصوت به ترتیب در پارسی میانه «د»، «ب»، «گ» و «ز» و در پارتی «د»، «ب»، «گ» و «ج» است. (مثلاً «بوت» می‌نوشتند «بود» می‌خواندند، یا «روچ» می‌نوشتند و در پارسی میانه «روز» و در پارتی «روژ» می‌خواندند). در مقابل، «د»، «ب» و «گ» پس از مصوت، در پارسی میانه «ی»، «و» و «ی» و در پارتی «ذ»، «ب» و «غ» خوانده می‌شده‌است.

خاصیت دیگری که در تمام گونه‌های خط پهلوی وجود دارد وجود هزوارش در نوشته‌هاست. هزوارش که به صورت هزوارشن و اوزوارشن و صورت‌های مشابه دیگر هم در زبان فارسی آمده‌است به این معنی است که در نوشتن متن‌های پهلوی گاه کلمه‌ای را به زبان آرامی می‌نوشتند لیکن هنگام قرائت فارسی می‌خواندند؛ مثلاً ملک می‌نوشتند و هنگام قرائت شاه می‌خواندند. باید توجه داشت که هزوارش یک نوع خاص از واژه‌نگاشت است و با وام‌واژه تفاوت دارد. وام‌واژه یک عادت زبانی‌است در حالی که هزوارشن تنها یک عادت رسم‌الخطی است. برای علت یا شوند وجود هزوارشن در نوشته‌های پهلوی گمانه‌های گوناگونی زده‌اند. یکی از این گمانه‌ها این است که از آنجا که سنت دبیری خاص آرامیان بوده‌است، بسیاری این واژه‌ها در نوشتار وارد شده‌اند اما از آنجا که اربابان این دبیران آرامی نمی‌دانستند این واژه‌ها هنگام برخوانی از بهر ایشان به فارسی برگردانده می‌شدند.

خط پهلوی که خطی پرابهام بود برای ثبت دقیق اصوات مفید نبود و حتی می‌توانست باعث اشتباه در قرائت شود. از طرفی اوستا به زبان اوستایی بود که در آن زمان یک زبان مرده بود، از این رو در زمان ساسانیان برای نوشتن اوستا خط اوستایی از روی خط پهلوی کتابی ابداع شد. خط اوستایی خطی فونتیکی است و حرف‌های آن منفصل بودند

مقایسه خط پارسیگ کتیبه ای و کتابی با اوستایی

(جز چند مورد معدود لیگاتور که اصلی متأخرتر دارند) و در این خط هر حرف به جای اینکه بیانگر یک واج باشد (چنان‌که در خط‌های هر زبانی مرسوم است)، بیانگر یک آواست. در بعضی متن‌های پهلوی واژه‌های دشوار و دور از ذهن گاه به خط اوستایی نوشته می‌شدند.

معمولاً ایران‌شناسان برای مطالعه و اندرنگرش متن‌های پهلوی آنها را به خط لاتینی برمی‌گردانند. این برگردانیدن به دو گونه حرف‌نویسی و آوانویسی صورت می‌پذیرد. در مرحلهٔ نخست متن را به دبیرهٔ لاتینی حرف‌نویسی می‌کنند و در مرحلهٔ بعد آن را آوانویسی می‌کنند. به‌خاطر ابهام خط پهلوی حتی حرف‌نویسی متن‌ها هم کار چندان آسانی نیست. در برخی موارد خصوصاً آنِ مربوط به خط پهلوی کتابی گاه بر سر صورت حرف‌نویسی‌شدهٔ واژه میان ایران‌شناسان اختلاف نظر وجود دارد. آوانویسی خط پهلوی هم دشواری‌های زیادی دارد. نخست این‌که در خط پهلوی مصوت‌های کوتاه نشانهٔ جدا و ویژه‌ای نمی‌دارند. دوم این‌که مصوت‌های بلند را گاه به صورت صامت هم می‌توان در نظر گرفت. این دو ویژگی گفته‌شده در خط امروزی فارسی هم وجود دارد (مثلاً شاپور را شاپوَر هم می‌توان خواند). دیگر آنکه در خط پهلوی املای تاریخی و شبه‌تاریخی فراوان یافت می‌شود. از این رو صورت نوشتهٔ کلمات لزوماً صورت ملفوظ آنها در زمان کتابت متن نیست.

آرامی شاهنشاهی

پارتی

پارسی میانه سنگ‌نوشته‌ای (گشته‌دبیره)

پارسی میانهٔ مَزامیری

پارسی میانهٔ کتابی (آم‌دبیره)

همراه دیاکریتیک

هم‌ارزِ پارسی نو

هم‌ارزِ دین‌دَبیره (اوستایی)

𐡀

𐭀

𐭠

𐮀

*

ء، ا

𐬀/𐬁

𐡁

𐭁

𐭡

𐮁

*

ب

𐬠

𐡂

𐭂

𐭢

𐮂

*

ج

𐬘

*

گ

𐬔

𐡃

𐭃

𐭣

𐮃

*/ *

د

𐬛

*

ذ

𐬜

𐡄

𐭄

𐭤

𐮄

*

* (تنها در پایان هُزوارِش‌ها)

ه‍

𐬵

𐡅

𐭅

𐭥

𐮅

*

و

𐬏/𐬬/𐬡

𐡆

𐭆

𐭦

𐮆

*

ز

𐬰

*

ژ

𐬲

𐡇

𐭇

𐭧

𐮇

*، *

خ

𐬑

𐡈

𐭈

𐭨

ط

—

𐡉

𐭉

𐭩

𐮈

*

ی

𐬍/𐬫

𐡊

𐭊

𐭪

𐮉

*

ک

𐬐

*

غ

𐬖

𐡋

𐭋

𐭫

𐮊

*

* (تنها در هُزوارِش‌ها)

ل

𐬮

𐡌

𐭌

𐭬

𐮋

*

م

𐬨

𐡍

𐭍

𐭭

𐮌

*/*

ن

𐬥

𐡎

𐭎

𐭮

𐮍

*/*

س

𐬯

𐡏

𐭏

ع

—

𐡐

𐭐

𐭯

𐮎

*

ف

𐬟

*

پ

𐬞

𐡑

𐭑

𐭰

𐮏

*/*

چ

𐬗

𐡒

𐭒

ق

—

𐡓

𐭓

*

ر

𐬭

𐡔

𐭔

𐭱

𐮐

*/*

ش

𐬱

𐡕

𐭕

𐭲

𐮑

*

ت

𐬙

آرامیِ شاهنشاهی

پارتی

پارسی میانهٔ سنگ‌نبشته‌ای (گشته‌دبیره)

پارسی میانهٔ مَزامیری

پارسی نو

𐡘

𐭘

𐭸

𐮩

۱

𐡙

𐭙

𐭹

𐮪

۲

𐡚

𐭚

𐭺

𐮫

۳

𐭛

𐭻

𐮬

۴

𐡛

𐭜

𐭼

𐮭

۱۰

𐡜

𐭝

𐭽

𐮮

۲۰

𐡝

𐭞

𐭾

𐮯

۱۰۰

𐡞

𐭟

𐭿

۱٬۰۰۰

𐡟

۱۰٬۰۰۰

جستارهای وابسته

هفت دبیره ساسانی

آموزگار، ژاله و تفضلی، احمد (۱۳۸۷). زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن. چاپ پنجم. تهران: انتشارات معین.

ابوالقاسمی، محسن (۱۳۷۵). راهنمای زبان‌های باستانی ایران (جلد اول). تهران: سازمان و مطالعه و تدوین کتب درسی (سمت).

خانلری، پرویز (⁦۱۳۸۲⁩)، تاریخ زبان فارسی، ج. اول، تهران: فرهنگ نشر نو، شابک ⁦۹۶۴-۷۴۴۳-۲۱-۸⁩.

مَکِنزی، دیوید نیل (۱۳۸۸)، ترجمهٔ مهشید میرفخرایی. فرهنگ کوچک زبان پهلوی. چاپ چهارم. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

ادبیات فارسی میانه

ادبیات پهلوی،ادبیات پارسیگ یا ادبیات فارسی میانه به مجموعه‌ای از نوشته‌ها به زبان پارسیگ گفته می‌شود.

خط در ایران

ایران کشوری باستانی است که تاریخ خط جهان در این منطقه شکل گرفته است لذا این منطقه برای جامعه علمی و دانشگاهی جهان جایگاه ویژه‌ای دارد. تاریخ خط در ایران به چند هزار سال قبل از…

هزوارش

هُزوارِش یا اُزوارش(هُز/اُز+وار+ش) در نوشته‌های پهلوی به واژه‌ها یا بخش‌هایی از یک واژه گفته می‌شود که به زبان آرامی و به خط پهلوی نوشته می‌شد اما هنگام خواندن آن‌ها برابر پارسی میانه آن‌ها تلفظ…

زبان فارسی باستان

زبانی کهن

نویسه‌گردانی

نویسه‌گردانی (به انگلیسی: transliteration) که بعضی به آن حرف‌نویسی حرف‌نگاری یا ترانویسی نیز گفته‌اند، در زبان‌شناسی به معنی نوشتن الفبای یک دبیره با الفبای…

انتهای خبر/

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.