شکوه خرد در شاهنامه فردوسی
۰۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۷
پرسش اصلی مقاله آن است که خرد در شاهنامه چه جایگاهی دارد و این مفهوم چه ریشه‌هایی در فرهنگ ایران باستان دارد؟
ارسال توسط :
پ
پ

پیشکش با عشق:

پیوارنیوز؛ دکترسروش درست به پیران ایل، آنانی که درس آکادمیک ناخوانده‌؛ دانشگاه و کالج نارفته‌اند؛ اما فیلسوفند، طبیبند، حکیمند، علیمند، شاهنامه‌دانند و بس باسواد. نگاری که مکتب نارفته‌ و خط نانوشته، به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد:

همآنانی که شاهنامه را از بَر دارند؛ از بُن جان دوستش می‌دارند و آن را «هفْ لشکر» می‌ نامند و می خوانند. این مقاله ی علمی با تمام زحماتی را که برای آن کشیده شده، دست ادب بر سینه گذاشته، به هفت‌لشکرخوانان ایل، ایلبانوان و ایلمردان شاهنامه دوستْ شاهنامه پوِ شاهنامه خوْ شاهنامه جوْ پیشکش می‌نمایم.

چکیده

خرد بن‌مایه‌ترین مفهوم در اندیشه ی فردوسی و شاهنامه ی اوست. این پژوهش با هدف بررسی جایگاه و کارکرد خرد در شاهنامه ی فردوسی و ریشه‌یابی آن در منابع کهن ایرانی انجام شده است. پرسش اصلی مقاله آن است که خرد در شاهنامه چه جایگاهی دارد و این مفهوم چه ریشه‌هایی در فرهنگ ایران باستان دارد. سه پرسش فرعی نیز عبارتند از: ۱) خرد در متون ایران باستان (اوستا و پهلوی) چگونه تعریف شده است؟ ۲) خرد در شاهنامه چه ابعاد و کارکردهایی (اخلاقی، سیاسی، معرفتی، فرهنگی و اجتماعی) دارد؟ ۳) رابطه ی خرد با مفاهیمی چون دادگری، سیاست و مشروعیت قدرت در شاهنامه چگونه است؟ روش پژوهش، توصیفی‑تحلیلی با رویکرد میان‌رشته‌ای و بر پایه ی مطالعات کتابخانه‌ای ست. یافته‌ها نشان می‌دهد که خرد در شاهنامه نه‌تنها فضیلتی اخلاقی، بلکه نظامی معرفتی، معیار مشروعیت سیاسی، اساس هویت فرهنگی و نیرویی نظم‌بخش در عرصه ی اجتماعی است و ریشه‌های آن به اندیشه ی خرد در اوستا و متون پهلوی بازمی‌گردد.

کلیدواژگان: خرد، شاهنامه، فردوسی، ایران باستان، اوستا، خرد سیاسی، خرد فرهنگی، دادگری

۱. مقدمه

حکیم ابوالقاسم فردوسی، سراینده ی نامور شاهنامه، اثر جاویدان خود را با ستایشی آغاز می‌کند که در آن هیچ پادشاه یا پهلوانی را شایسته ی ستایش نمی‌داند، بلکه «جان و خرد» را برمی‌گزیند:

«به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد»

این آغاز باشکوه، نشان‌دهنده ی جایگاه رفیع خرد در جهان‌بینی فردوسی است. خرد در شاهنامه نه مفهومی حاشیه‌ای، بلکه ستون اصلی اندیشه ی فردوسی و معیار سنجش همه ی کنش‌ها و منش‌های انسانی به‌شمار می‌آید (فردوسی، ۱۳۸۰: ج۱، ص۳).

خرد در شاهنامه مفهومی بنیادین است که نه تنها مسیر کنش شخصیت‌های اثر را شکل می‌دهد، بلکه ساختار اندیشه ی ایرانی را نیز بازنمایی می‌کند. فردوسی خرد را در مقام نیرویی سامان‌بخش به جهان، تنظیم‌کننده ی روابط انسانی و معیار تشخیص نیکی از بدی به کار می‌گیرد. در این نگاه، خرد تنها یک فضیلت فردی نیست، بلکه بنیانی معرفتی و اخلاقی برای فهم هستی و اداره ی جامعه به شمار می‌آید (اسلامی ندوشن، ۱۳۷۰: ۷۱).

آنچه این پژوهش را از پژوهش‌های پیشین متمایز می‌سازد، نگاه جامع به خرد در شاهنامه در پیوند با ریشه‌های کهن آن در فرهنگ ایران باستان و نیز بررسی ابعاد فرهنگی، اجتماعی و فلسفی آن است. در حالی که بسیاری از پژوهش‌ها صرفاً به توصیف خرد در شاهنامه پرداخته‌اند، این مقاله می‌کوشد تا با رویکردی میان‌رشته‌ای، پیوند میان خرد در شاهنامه و خرد در متون اوستایی و پهلوی را نشان دهد و ابعاد مختلف آن را از منظر اخلاقی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و فلسفی بررسی کند.

۲. سؤال‌های پژوهش

سؤال اصلی: خرد در شاهنامه ی فردوسی چه جایگاهی دارد و این مفهوم چه ریشه‌هایی در فرهنگ ایران باستان دارد؟

سؤال‌های فرعی:

۱. خرد در متون ایران باستان (اوستا و پهلوی) چگونه تعریف و تبیین شده است؟

۲. خرد در شاهنامه چه ابعاد و کارکردهایی (اخلاقی، سیاسی، معرفتی، فرهنگی و اجتماعی) دارد؟

۳. رابطه ی خرد با مفاهیمی چون دادگری، مشروعیت قدرت و نظم اجتماعی در شاهنامه چگونه بازنمایی شده است؟

۴. هدف فردوسی از پر بسامد بودن واژه ی خرد در شاهنامه چیست؟

۳. روش پژوهش

پژوهش حاضر از نوع بنیادی و به روش توصیفی‑تحلیلی انجام شده است. رویکرد پژوهش میان‌رشته‌ای ست و از حوزه‌های ادبیات حماسی، فلسفه ی اخلاق، اندیشه ی سیاسی، جامعه‌شناسی فرهنگی و ایران‌شناسی بهره می‌گیرد. روش گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای و مبتنی بر مطالعه ی منابع دست‌اول (شاهنامه ی فردوسی، اوستا، متون پهلوی) و منابع دست‌دوم (مقالات علمی‑پژوهشی، کتب مرجع و پایان‌نامه‌های معتبر) است.

نوع مطالعات: مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای با تکیه بر متون کهن و پژوهش‌های معتبر دانشگاهی.

روش تحلیل: تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تفسیری‑هرمنوتیکی که در آن ابیات شاهنامه و متون کهن بر اساس بافت تاریخی و فرهنگی خود تفسیر شده‌اند.

۴. خرد در ایران باستان: ریشه‌های کهن

۴-۱. خرد در اوستا

خرد در اندیشه ی زردشتی نقش اصلی و محوری دارد و با وجود آفریدگار بزرگ یکی ست. کل آفرینش جهان، از ابتدا تا پایان، با خرد رهبری می‌شود. در اوستا، خرد تدبیر اهورامزدا در آفرینش جهان هستی به شمار می‌آید (اوستا، ۱۳۸۵: ۴۵).

در متون اوستایی، خرد دارای مراتب و انواع گوناگونی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که چهار نوع خرد در متون اوستا و پهلوی قابل شناسایی است: خرد همه‌آگاه، خرد افزونی، خرد پرهیزگاران و خرد غریزی یا آسن خرد (رستگار فسایی، ۱۳۸۳: ۱۲‑۱۵). این تنوع در مفهوم خرد نشان از ژرفای اندیشه ی ایرانی درباره ی این مفهوم بنیادین دارد.

در گاهان (کهن‌ترین بخش اوستا) که سروده‌های زرتشت پیامبر ایران باستان است، خرد به عنوان نیروی تشخیص نیک از بد و راهنمای انسان در پیمودن راه راست معرفی شده است. خرد در اوستا در برابر شهوت و هوا و هوس قرار دارد و پایه ی هر گونه شناخت و اساس همه ی برتری‌ها به شمار می‌آید (دوستخواه، ۱۳۸۰: ۲۳).

۴-۲. خرد در متون پهلوی

در متون پهلوی نیز به پیروی از اوستا آمده است که همه ی کارهای نیک و شایسته به یاری خرد ممکن است. «مینوی خرد» از مهم‌ترین متون پهلوی ست که به تبیین جایگاه خرد در نظام آفرینش و زندگی انسان پرداخته است (فرنبغ دادگی، ۱۳۸۰: ۵۸).

در متون پهلوی، معرفت و شناخت در واژه ی «خرد» تبلور یافته است؛ در این متون، اورمزد سرچشمه ی خرد و دانایی ست و با خرد همه‌آگاه خود، جهان را تدبیر می‌کند. خرد در اندیشه ی ایرانی، شالوده ی جهان هستی ست و جنبه‌های گوناگون زندگی مادی و معنوی انسان را در بر می‌گیرد. اندرزنامه‌های پهلوی، آیینه باورهای کهن زرتشتی هستند و خردگرایی در آنها نمود بارزی دارد؛ از آن جمله به کتاب ششم دینکرد، مهم‌ترین پندنامه به زبان پهلوی، می‌توان اشاره کرد.

دو نوع خرد در مزدیسنای پسین وجود دارد: خرد غریزی (Ash xrat) و خرد اکتسابی (گوش‑سرود خرد / gosan srut xrat). خرد اولی ویژه ی ذات خداوند است و دومی از آن آدمیزاد است. این دو مکمل یکدیگرند و انسان برای رسیدن به کمال نیازمند هر دو است (رستگار فسایی، ۱۳۸۳: ۲۸).

۴-۳. خرد در فرهنگ ایران باستان

خردگرایی از اندیشه‌های بنیادین فرهنگ ایرانی ست، زیرا این فرهنگ، سعادت و رستگاری آدمی را در استخدام خرد می‌داند. از این دیدگاه، خرد بزرگ‌ترین موهبت الهی و مهم‌ترین سرمایه ی انسانی ست (مسکوب، ۱۳۷۵: ۴۵).

در فرهنگ ایران باستان، خرد از آنجا اهمیت دارد که اساساً گیتی را به نیروی خرد می‌توان اداره کرد و بهشت را نیز به نیروی خرد می‌توان از آن خود کرد. این نگاه تأثیری عمیق بر تمامی متون پس از خود، از جمله شاهنامه ی فردوسی، بر جای نهاده است.

۵. خرد در شاهنامه ی فردوسی

۵-۱. تعریف و جایگاه خرد

خرد در شاهنامه ی فردوسی اعم از عقل نظری و عملی ست، اما در غالب موارد بر عقل عملی منطبق است. برخی از محققان جهان‌بینی فردوسی را با جهان‌بینی اسماعیلی پیوند زده‌اند و معتقدند خردی که در شاهنامه نخستین آفریده ی پروردگار است، همان عقل کل در حکمت اسماعیلی ست (کزازی، ۱۳۷۶: ۱۵۵). با این حال، خرد در شاهنامه مفهومی عام‌تر از خرد فلسفی دارد؛ زبان فردوسی زبان فلسفه نیست و بهتر است خرد را با زبان خود شاهنامه تعریف کرد.

بهترین تعریف از خرد در شاهنامه آن است که «خرد نیروی تشخیص نیک و بد است و زندگی را به جانب اعتدال، مدارا، روشن‌بینی و مردمی سوق می‌دهد» (اسلامی ندوشن، ۱۳۷۰: ۷۱).

فردوسی در آغاز شاهنامه، خرد را چنین می‌ستاید:

«خرد بهتر از هر چه ایزد بداد

ستایش خرد را به از راه داد

خرد رهنمای و خرد دلگشای

خرد دست گیرد به هر دو سرای»

(فردوسی، ۱۳۸۰: ج۱، ص۴‑۵)

۵-۲. ویژگی‌های خرد در شاهنامه

نخستین آفریده ی خداوند: فردوسی خرد را نخستین آفریده ی خداوند می‌داند:

«نخست آفرینش خرد را شناس

نگهبان جان است و آن سه پاس»

(فردوسی، ۱۳۸۰: ج۱، ص۳)

فراگیری در دو سرا: خرد در شاهنامه هم دنیا را دربرمی‌گیرد و هم آخرت را:

«از اویی به هر دو سرای ارجمند

گسسته خرد پای دارد به بند»

(فردوسی، ۱۳۸۰: ج۱، ص۴)

موهبتی ایزدی مشروط به پرورش: خرد اگرچه داده ی ایزدی ست، مشروط به پروردن است:

«خرد مرد را خلعت ایزدی است

سزاوار خلعت نگه کن که کیست»

(فردوسی، ۱۳۸۰: ج۱، ص۶)

فراگیری علم و دانش: خرد علم و دانش را نیز دربرمی‌گیرد، اگرچه بسیار فراتر از محدوده ی علم و دانش است.

ناتوانی خرد انسانی: فردوسی به محدودیت و ناتوانی خرد انسانی در شناخت کامل هستی آگاه است. او بر این است که آدمی از راه عقل قادر به شناخت خداوند نیست و پرستش او نیازمند نوعی ادراک شهودی و دریافت باطنی ست (مسکوب، ۱۳۷۵: ۵۲).

۵-۳. خرد پلید (دژخردی) در شاهنامه

در شاهنامه، به پیروی از مایه‌های کهن فرهنگی، نوعی تدبیر و خرد دیده می‌شود که بداندیشان و بی‌دینان را در رسیدن به اهداف پلید خود یاری می‌کند. این خرد در آز و خودخواهی ریشه دارد و در واقع نه خرد، که زشت‌ترین نوع بی‌خردی ست (موسوی و خسروی، ۱۳۸۹: ۸۷).

در اساطیر کهن، نیرویی تدبیرگر در اهریمن و نیروهای اهریمنی به نام «دژخردی» یا «دوش خردی» دیده می‌شود. در اوستا، صاحبان این خرد موجب ایجاد خشم و ستم می‌شوند و مردم را از کارهای نیک خود بازمی‌دارند (اوستا، ۱۳۸۵: ۷۰).

مصادیق این تدابیر در شاهنامه فراوان است: نقشهٔ شوم افراسیاب در فرستادن سهراب به نبرد با ایرانیان، تدابیر گرسیوز درباره ی سیاوش، نقشه‌های سودابه برای فریفتن سیاوش، و نیرنگ‌های جادوگران در هفت‌خوان، همه نمونه‌هایی از دژخردی در شاهنامه‌اند (فردوسی، ۱۳۸۰: ج۲، ص۳۴۵‑۳۵۰؛ ج۳، ص۱۲۳‑۱۲۸).

۵-۴. خرد و دادگری

فردوسی با مقدس جلوه دادن خرد، شاهان برخوردار از این صفت را مشروع و در زمره ی نیروهای اهورایی قرار داده است. از دید او، عدالت از جمله ی مهم‌ترین پیامدهای خردورزی ست (اسلامی ندوشن، ۱۳۷۰: ۸۵). نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که فردوسی با مقدس جلوه دادن خرد، شاهان برخوردار از این صفت را مشروع و در زمره ی نیروهای اهورایی قرار داده است. از دید او، عدالت از جمله ی مهم‌ترین پیامدهای خردورزی است.

در روایت‌های شاهنامه، کنشگران خردمند همواره با نتایج پایدار و اخلاقی همراهند، در حالی که تصمیم‌های عجولانه و عاری از اندیشه پیامدهایی سنگین بر جای می‌گذارد. نمونه ی بارز آن رفتار جمشید است که پس از دور شدن از خرد و گرفتار شدن در غرور، مشروعیتش را از دست می‌دهد و ملک به آشوب می‌گراید.

۵-۵. خرد سیاسی در شاهنامه

«خرد» را می‌توان مهم‌ترین مفهوم مطرح شده در شاهنامه فردوسی دانست. این مفهوم هنگامی که در عرصه ی اداره ی کشور و اعمال حکمرانان قرار می‌گیرد، رنگ و بوی سیاسی می‌یابد و می‌توان از آن به عنوان «خرد سیاسی» تعبیر کرد.

مبانی خرد سیاسی در شاهنامه، قابل استخراج از متون کهن ایران باستان است و عبارت است از: ۱) زمان، ۲) فضا‑مکان، ۳) آفرینش، ۴) بخت، ۵) خیر و شر. مفاهیم یاد شده کلیت تفکر و اندیشه فردوسی و از جمله مهمترین آنها؛ خرد در مفهوم کلی و چند بعدی و سیال آن و خرد سیاسی را به معنای منش و شیوه اداره کشور شامل می‌شود.

مشروعیت سیاسی در شاهنامه زمانی برقرار است که قدرت با خرد همراه باشد. پادشاه بی‌بهره از خرد، ولو دارای نیروی نظامی یا حمایت عوام باشد، در نهایت به زوال می‌رسد. در مقابل، کیخسرو، سیاوش و زال نمونه‌هایی از خردورزی در سطح اخلاقی و سیاسی هستند؛ کسانی که تصمیم‌های آنان با مشورت، پرهیز از شتاب‌زدگی و توجه به پیامدهای اجتماعی همراه است.

۵-۶. خرد و تجربه

خرد در شاهنامه با مفهوم تجربه نیز پیوندی نزدیک دارد. فردوسی بارها تأکید می‌کند که خرد بدون آزمون و تجربه نمی‌تواند به شناخت کامل برسد. رستم، به عنوان پهلوان اصلی شاهنامه، نمونه ی روشن این پیوند است: توان جسمانی او بدون خرد عملی و تجربه‌گرایی قابل تحقق نیست. حتی در نبردها نیز رستم پیش از هر اقدامی در پی یافتن راه‌حل خردمندانه و کم‌هزینه‌تر است.

۵-۷. نفی مطلق‌گرایی در خردمندی

نفی مطلق‌گرایی در بینش فردوسی موجب شده است که هر اصل و قانونی استثنایی داشته باشد. خردمندان شاهنامه – به اختیار یا به اجبار – گاهی مرتکب نوعی بی‌خردی می‌شوند. سام، زال را از خود دور می‌کند؛ اسفندیار در نبرد با رستم بی‌خردی می‌کند؛ رستم در برابر سهراب تدبیری فریبنده می‌اندیشد (مسکوب، ۱۳۷۴: ۱۲۳).

این ویژگی – یعنی نفی اطلاق در شخصیت‌های دژخرد و خردستیز – نیز دیده می‌شود. ضحاک و افراسیاب دو چهره ی بیدادگر در شاهنامه‌اند، ولی گاهی خرد می‌ورزند. ضحاک در گفت‌وگو با کندرو مهمان‌نواز و سازش‌پذیر است و افراسیاب در دیدار با سیاوش چهره‌ای انسانی از خود بروز می‌دهد (فردوسی، ۱۳۸۰: ج۲، ص۴۵۶‑۴۶۰).

۶. خرد فرهنگی در شاهنامه

خرد در شاهنامه نه تنها راهنمای کنش‌های فردی و سیاسی است، بلکه نقشی هویتی در میان جامعه ی ایرانی ایفا می‌کند. شاهنامه خرد را به مثابه میراثی مشترک بازنمایی می‌کند. تکرار این مفهوم در سراسر متن موجب شده که خرد در حافظهٔ فرهنگی ایرانیان به عنوان ارزش مرکزی تثبیت شود.

فردوسی خردورزی و دین‌داری را اساس و بنیاد هویت و فرهنگ ایرانی می‌داند و با بازنمودن آن در شاهنامه، پیوند فرهنگ قبل و بعد از اسلام را نشان می‌دهد. شاهنامه مفاهیم بنیادین هویت ایرانی چون خرد، داد و دهش را ترسیم می‌کند. در این چارچوب، خرد به عنوان ریشه ی فرهنگ ایرانی و محور تداوم تمدنی عمل می‌کند.

فردوسی در بیتی می‌گوید:

«هنر باید و گوهر نامدار

خرد یار و فرهنگش آموزگار»

این بیت نشان می‌دهد که خرد در کنار فرهنگ، آموزگار انسان است و این دو در کنار یکدیگر، هویت ایرانی را می‌سازند. خرد فرهنگی در شاهنامه یعنی آن دسته از ارزش‌ها و هنجارهای خردمندانه‌ای که در طول تاریخ، فرهنگ ایرانی را شکل داده‌اند و فردوسی با بازآفرینی آن‌ها در شاهنامه، به تداوم این هویت فرهنگی یاری رسانده است.

۷. خرد اجتماعی در شاهنامه

خرد در شاهنامه تنها یک فضیلت فردی نیست، بلکه بنیانی معرفتی و اخلاقی برای فهم هستی و اداره ی جامعه به شمار می‌آید. خرد در شاهنامه با مفهوم تجربه نیز پیوندی نزدیک دارد و فردوسی بارها تأکید می‌کند که خرد بدون آزمون و تجربه نمی‌تواند به شناخت کامل برسد.

در چنین الگویی، خرد نه تنها راهنمای فرد، بلکه عامل اصلی حفظ نظم اجتماعی و سیاسی محسوب می‌شود. شاهنامه خرد را نه مفهومی انتزاعی، بلکه نیرویی عملی و درگیر با زندگی نشان می‌دهد. خرد اجتماعی در شاهنامه به معنای کاربست خرد در عرصه ی روابط انسانی، حل تعارضات، تصمیم‌گیری‌های جمعی و اداره ی امور جامعه است.

نمونه‌های خرد اجتماعی در شاهنامه عبارت‌اند از:

– مشورت‌ورزی پادشاهان خردمند: کیخسرو و زال نمونه‌هایی از خردورزی در سطح اجتماعی هستند؛ کسانی که تصمیم‌های آنان با مشورت، پرهیز از شتاب‌زدگی و توجه به پیامدهای اجتماعی همراه است.

– عدالت‌گستری: از دید فردوسی، عدالت از جمله ی مهم‌ترین پیامدهای خردورزی ست و شاهان برخوردار از خرد، در زمره ی نیروهای اهورایی قرار می‌گیرند.

– مسئولیت‌پذیری اجتماعی: پادشاه بی‌بهره از خرد، ولو دارای نیروی نظامی یا حمایت عوام باشد، در نهایت به زوال می‌رسد؛ زیرا خرد، معیار اصلی ارزیابی حاکمان و نظام‌هاست.

۸. خرد فلسفی در شاهنامه: فلسفه ی خرد ایرانی

فلسفه ی خرد ایرانی در شاهنامه، نظامی فکری ست که در آن خرد نه تنها ابزاری برای شناخت، بلکه مبنایی برای سامان‌دهی هستی، اخلاق و سیاست به شمار می‌آید. شاهنامه نه تنها روایتی از تاریخ و اسطوره‌های ایران باستان به شمار می‌آید، بلکه نظامی از تفکر فلسفی درباره ی انسان، خرد، و ارزش‌های اخلاقی را نیز در بر دارد.

خردگرایی مهم‌ترین اندیشه ی فردوسی در شاهنامه است؛ فردوسی، خرد را مهم‌ترین ملاک در راهبردها و راهکارهای زندگی انسان می‌داند و بر آن است که وجه ممیزه ی انسان در خردورزی اوست. فلسفه ی فردوسی حاکم بر تربیت ایرانی ست.

ویژگی‌های فلسفه ی خرد ایرانی در شاهنامه:

۱. خرد به مثابه نخستین آفریده: در نظام فلسفی فردوسی، خرد نخستین آفریده ی خداوند است و همه ی آفرینش بر اساس آن سامان یافته است. این نگاه، خرد را در مرکز هستی‌شناسی ایرانی قرار می‌دهد.

۲. خرد به مثابه معیار تشخیص خیر و شر: خرد در فلسفه ی فردوسی، نیروی تشخیص نیک از بد است و بر این اساس، نظام اخلاقی شاهنامه بر پایهٔ خرد بنا شده است (اسلامی ندوشن، ۱۳۷۰: ۷۱).

۳. خرد به مثابه نظام مشروعیت‌بخش: در فلسفه ی سیاسی فردوسی، مشروعیت قدرت زمانی برقرار است که با خرد همراه باشد. این نگاه، نوعی فلسفه ی سیاسی در بستر روایت حماسی ایجاد می‌کند که در آن خرد، معیار اصلی ارزیابی حاکمان و نظام‌هاست.

۴. خرد به مثابه حقیقتی کیهانی: خرد در شاهنامه ی فردوسی خردی کیهانی ست؛ حقیقتی که قلمرو آن محدود به حد و مرزی نیست و کاربرد آن تمام کیهان را دربرمی‌گیرد (مسکوب، ۱۳۷۵: ۶۰).

۵. شناخت حدود خرد: فردوسی به محدودیت و ناتوانی خرد انسانی در شناخت و درک هستی آگاه است و بر این باور است که آدمی از راه عقل قادر به شناخت خداوند نیست (مسکوب، ۱۳۷۵: ۵۲).

۹. هدف فردوسی از پر بسامد بودن خرد در شاهنامه

واژهٔ «خرد» از پر بسامدترین واژگان در شاهنامه است که بیش از پانصد بار و «خردمند» بیش از سیصد بار در شاهنامه ذکر شده است. این پر بسامدی، خود نشان‌دهنده ی جایگاه محوری این مفهوم در اندیشه ی فردوسی است.

دلایل و اهداف پر بسامد بودن خرد در شاهنامه:

۱. بازآفرینی هویت ایرانی: فردوسی در دوران پس از حملهٔ اعراب و در شرایطی که هویت ایرانی در معرض تهدید قرار داشت، با تکرار مفهوم خرد، می‌کوشید تا ارزش‌های بنیادین فرهنگ ایرانی را زنده نگه دارد. خرد به عنوان میراثی مشترک و ارزشی مرکزی در حافظه ی فرهنگی ایرانیان، در قالب ضرب‌المثل‌ها، روایت‌ها و ادبیات پس از فردوسی استمرار یافته است.

۲. تأکید بر معیار تشخیص نیک از بد: فردوسی با تکرار خرد، می‌خواهد به مخاطب خود بیاموزد که تنها معیار درست برای تشخیص نیکی از بدی، خرد است. در جهانی که پر از فریب و نیرنگ است، خرد تنها راهنماست (اسلامی ندوشن، ۱۳۷۰: ۷۱).

۳. نقد قدرت‌های بی‌خرد: فردوسی با پر بسامد کردن خرد، در واقع به نقد پادشاهان و حاکمان بی‌خرد می‌پردازد و نشان می‌دهد که قدرتی که بر پایه ی خرد نباشد، محکوم به زوال است.

۴. پیوند دو سرا: فردوسی با تکرار خرد، می‌کوشد تا نشان دهد که خرد نه تنها برای این جهان، بلکه برای جهان دیگر نیز راهگشاست و «دست گیرد به هر دو سرای» (فردوسی، ۱۳۸۰: ج۱، ص۵).

۵. مقابله با جبرگرایی: فردوسی با تأکید بر خرد، در برابر نگرش‌های جبرگرایانه می‌ایستد و نشان می‌دهد که انسان با بهره‌گیری از خرد، می‌تواند سرنوشت خود را رقم بزند (مسکوب، ۱۳۷۵: ۴۸).

۶. «سپردن سرنوشت انسان به دست خرد، وابسته کردن هر دو سرای و فزونی و کاستی اش به خرد، رکن اصلی جهان‌بینی فردوسی است» (جوانشیر، ۱۳۸۰: ۶۳، به نقل از).

۱۰. نتیجه‌گیری

خرد در شاهنامه ی فردوسی نه فقط به عنوان فضیلتی اخلاقی، بلکه به مثابه نظام فکری، معیار مشروعیت، راهبرد کنش اجتماعی، اساس هویت فرهنگی و نیرویی نظم‌بخش در عرصه ی اجتماعی عمل می‌کند. این مفهوم ریشه در فرهنگ کهن ایران دارد و به منابع اسطوره‌ای و اوستایی بازمی‌گردد. اهریمن و اهورا، نیک و بد همواره در اندیشه ی ایرانی حضور داشته‌اند و خرد همان نیروی باستانی ست که باید به کمک آن نیک را از بد و اهورایی را از اهریمنی تشخیص داد (موسوی و خسروی، ۱۳۸۹: ۱۲).

خردورزی، خردستایی و خردمندی فردوسی در واقع پژواک صدای زرتشت در گاهان است. با این تفاوت که خرد در شاهنامه ی فردوسی خردی کیهانی ست؛ حقیقتی که قلمرو آن محدود به حد و مرزی نیست و کاربرد آن تمام کیهان را دربرمی‌گیرد (مسکوب، ۱۳۷۵: ۶۰).

نگرش فردوسی نگرشی خردمندانه است، اما همین خردمندی او را از داشتن بینشی مطلق‌گرا و یک‌سویه بازمی‌دارد. او به محدودیت و ناتوانی خرد انسانی در شناخت و درک هستی آگاه است و بر این باور است که آدمی از راه عقل قادر به شناخت خداوند نیست (مسکوب، ۱۳۷۵: ۵۲).

در مجموع، شاهنامه ی فردوسی تصویری جامع از خرد به عنوان ستون فرهنگ ایرانی ارائه می‌دهد. چنین خوانشی نشان می‌دهد که شاهنامه را می‌توان منبعی میان‌رشته‌ای برای مطالعات اخلاق، سیاست، جامعه‌شناسی فرهنگی و انسان‌شناسی اندیشه ی ایرانی دانست. خرد در شاهنامه، میراثی مشترک و ارزشی مرکزی در حافظه ی فرهنگی ایرانیان است که در قالب ضرب‌المثل‌ها، روایت‌ها و ادبیات پس از فردوسی استمرار یافته است.

۱۱. منابع و مآخذ

– قرآن کریم.

– اوستا (۱۳۸۵). کهن‌ترین سرودهای ایرانی، ترجمهٔ جلیل دوستخواه، تهران: مروارید.

– احمدی، حمید؛ حسنی باقری شریف‌آباد، مهدی (۱۳۸۹). «خرد سیاسی در شاهنامه فردوسی: مبانی و ساختارها»، فصلنامه سیاست، دانشگاه تهران، دوره ۴۰، شماره ۴، صص ۱‑۱۸.

– اسلامی ندوشن، محمدعلی (۱۳۷۰). زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

– پرهام، باقر (۱۳۷۷). با نگاه فردوسی: مبانی نقد خرد سیاسی در ایران، تهران: نشر مرکز.

– جوانشیر، رضا (۱۳۸۰). «خرد و اسطوره در شاهنامه»، مجله ی دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره ۱۵۷.

– خاقانی شروانی (۱۳۸۲). دیوان اشعار، به کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران: زوار.

– دبیرسیاقی، محمد (۱۳۷۸). فرهنگ ابیات شاهنامه، تهران: انتشارات نگاه.

– دهخدا، علی‌اکبر (۱۳۶۵). لغت‌نامه، تهران: دانشگاه تهران.

– دوستخواه، جلیل (۱۳۸۰). شاهنامه فردوسی (۶ جلدی)، تهران: مروارید.

– رحیمی، مصطفی (۱۳۶۹). حماسه و اسطوره در شاهنامه، تهران: انتشارات نیلوفر.

– رستگار فسایی، منصور (۱۳۸۳). انواع خرد در اساطیر ایران، تهران: انتشارات سمت.

– رضا، احمد (۱۳۷۴). فردوسی و شاهنامه، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

– زهرا دل‌پذیر (۱۳۹۷). «بررسی تطبیقی مفهوم خرد در اندرزهای دینکرد ششم و شاهنامه فردوسی»، پژوهش‌های ادبی تطبیقی.

– صادقی گیوی، مریم (۱۳۸۹). «تحلیل مبانی اندیشه‌های خردگرایی در شاهنامه فردوسی»، مجله ی علمی‑پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی.

– صفا، ذبیح‌الله (۱۳۶۳). حماسه‌سرایی در ایران، تهران: انتشارات فردوسی.

– فردوسی، ابوالقاسم (۱۳۸۰). شاهنامه، به کوشش جلیل دوستخواه، تهران: مروارید.

– فرنبغ دادگی (۱۳۸۰). بندهش، ترجمهٔ مهرداد بهار، تهران: توس.

– کزازی، میرجلال‌الدین (۱۳۷۶). نامه ی باستان، تهران: سمت.

– مسکوب، شاهرخ (۱۳۷۴). سوگ سیاوش، تهران: خوارزمی.

– مسکوب، شاهرخ (۱۳۷۵). روح و خرد در شاهنامه، تهران: نشر قطره.

– موسوی، سیدکاظم؛ خسروی، اشرف (۱۳۸۹). پیوند خرد و اسطوره در شاهنامه، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول.

– مولوی، جلال‌الدین محمد (۱۳۶۹). مثنوی معنوی، تصحیح رینولد نیکلسون، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

– همایی، جلال‌الدین (۱۳۷۶). تاریخ ادبیات ایران، تهران: هما.

– Janatian, Amirhossein (1405). «بازنمایی مفهوم خرد در شاهنامه فردوسی و نقش آن در شکل‌دهی نظم فرهنگی ایرانی»، Civilica.

انتهای خبر/

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.