لورکه؛ رجزخوانی ایرانی/به قلم سروش درست
۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱:۰۶
«لورکه» در زبان لری از چه ریشه‌ای برخاسته، چه معنای دقیقی دارد و این نامواژه ی مرکب چگونه توانسته است در طول تاریخ، نقشی بنیادین در فرهنگ رزمی، روانی و اجتماعی قوم لر ایفا کند.
ارسال توسط : منبع : پیوارنیوز
پ
پ

پیوارنیوز؛ دکترسروش درست «لورکه» یکی از کهن‌ترین و پرمایه‌ترین خرده‌فرهنگ‌های صوتی در میان قوم لر است که ریشه‌ای دیرینه در تاریخ و فرهنگ ایران باستان دارد. این فریاد رزمی که با ترکیبی از صوتِ برخاسته از اعماق جان، لرزش لب‌ها و حرکتی نمادین در میدان نبرد سر داده می‌شود، نه‌تنها سلاحی روانی برای شکستن هیمنه ی دشمن، بلکه آیینی برای انتقال انرژی، شجاعت و کیاداری از نسلی به نسل دیگر بوده است. پژوهش پیش‌رو با رویکردی زبان‌شناختی، تاریخی و مردم‌شناختی، به ریشه‌یابی، معنی‌شناسی و کارکردهای فرهنگی، جنگی و اجتماعی «لورکه» می‌پردازد و نشان می‌دهد که این نامواژه ی مرکب، از دو بخش «لُو» (لب) و «رِک» (لرزیدن) شکل گرفته و «ه»ٔ پایانی، بیانگر صوتِ جان‌برخاسته از آن است. «لورکه» در طول تاریخ، از میدان‌های نبرد کهن تا دوران دفاع مقدس، همواره هم‌پای لرها بوده و به‌اعتراف اسرای جنگی، لرزه بر اندام دشمن می‌افکنده است. این پژوهش همچنین به پرسش‌های بنیادین درباره ی چگونگی آموزش، اکتسابی یا ذاتی بودن، نقش جغرافیایی، سیاسی و فلسفی این آیین کهن، و ظرفیت‌های آن در عرصه ی ادبیات، هنر و سینمای مقاومت پاسخ می‌دهد.

سؤال اصلی

«لورکه» در زبان لری از چه ریشه‌ای برخاسته، چه معنای دقیقی دارد و این نامواژه ی مرکب چگونه توانسته است در طول تاریخ، نقشی بنیادین در فرهنگ رزمی، روانی و اجتماعی قوم لر ایفا کند؟

سؤالات فرعی

۱. «لورکه» از منظر زبان‌شناسی و ریشه‌شناسی، از چه واژگانی در زبان لری یا پهلوی ساسانی مشتق شده است و آیا این واژه ساده است یا مرکب؟

۲. «لورکه» در طول تاریخ، چه کارکردهای جغرافیایی، سیاسی، جنگی و روانی داشته و چگونه توانسته است دشمن را از نظر روحیه و روان خلع سلاح کند؟

۳. آیا «لورکه» یک رفتار اکتسابی و آموزش‌پذیر است یا امری ذاتی در وجود هر لرزبان؟ والدین چگونه این آیین را به فرزندان خود منتقل کرده‌اند؟

۱. مقدمه

در گستره ی پهناور فرهنگ و تمدن ایران‌زمین، کمتر پدیده‌ای را می‌توان یافت که هم‌چون «لورکه»، در عین سادگیِ ظاهری، چنان ژرفا و پیچیدگیِ معنایی داشته باشد. فریادی که نه از سرِ خشمِ زودگذر، که از اعماقِ وجودِ رزمنده‌ای لرتبار برمی‌خیزد؛ فریادی که پیش از آنکه گلوله‌ای شلیک شود، دشمن را از پای درمی‌آورد و هیمنه‌اش را فرو می‌ریزد. این آیینِ کهن، که در کتاب «فَرِّ فَرْهَنْگِ ایرانیْ» از آن به‌عنوان «خرده‌فرهنگی پر بسامد در زندگی لران» یاد شده است، پدیده‌ای ست بس شگرف که تاکنون چنان که باید و شاید، مورد واکاوی و پژوهش و کندوکاو قرار نگرفته است.

«لورکه» هم‌ذاتِ ایرانیِ لر است. از ایران باستان و چه بسا از پیدایش لر، «لورکه» صدای مخصوص و فریاد ویژه لر بوده است. پروردگار چند ویژگی مخصوص و ویژه به این قوم اعطا نموده است: سادگی، راستی، درستی، لورکه (فریاد ویژه ی لر)، شجاعت، شهامت، مهربانی، مهمان‌نوازی و ایران‌دوستی. لر، ققنوس‌وار، از خاکستر نیستی بال می‌گشاید؛ در آتش می‌ایستد و حماسه ی آزادی را به بهای سوختن فریاد می‌زند و این را «لورکه» می‌داند. این مقاله می‌کوشد تا پرده از رازهای این نامواژه و باور و آیینِ پنهان در پشت آن بردارد.

۲. ریشه‌شناسی و معنی‌شناسی «لورکه»

۲-۱. بررسی نامواژه از منظر ساختاری

به‌زعم نویسنده، نخستین گام در شناخت «لورکه»، درکِ ساختارِ نامواژه ی آن و معرفت در آوای آن است. «لورکه» واژه‌ای ست مرکب، نه ساده. این ترکیب از دو بخش اصلی و یک پسوند آوایی شکل گرفته است:

بخش نخست: «لُو» — در زبان لری، «لُو» به معنای «لب» است. این واژه ریشه‌ای کهن در زبان‌های ایرانی دارد و با واژگانی هم‌چون «لَب» در فارسی امروزین هم‌خانواده است.

بخش دوم: «رِک» — برگرفته و تلخیص‌یافته از «رِکیدن» و «رِکِس» در زبان لری ست که به معنای لرزیدن و تکان خوردنِ شدید به کار می‌رود. این ریشه با مفاهیمی چون «رَعشه» و لرزش در دیگر زبان‌های ایرانی هم‌سو است.

پسوند «ه» — حرفِ پایانیِ «ه» در این نامواژه، صرفاً یک حرفِ افزوده نیست؛ بلکه بیانگر صوتی است که از بُنِ جان برمی‌خیزد. این «ه» همان دمِ پایانیِ فریاد است که از اعماقِ وجودِ «لورکه‌زن» خارج می‌شود و به فریاد، هویت و تأثیرِ بی‌مانندِ آن را می‌بخشد.

بنابراین، «لورکه» در معنایِ دقیقِ خود، «لبی ست که به شدت در حال تکان خوردن و لرزیدن است و فریادی نامعمول از آن برمی‌خیزد». این فریاد، فریادی معمولی نیست؛ بلکه تمام انرژیِ جمع‌شده ی «لورکه‌زَن»، یک‌باره و با یک «رِکیدن» از دهان خارج می‌شود و از پتانسیل به انرژیِ جنبشیِ شدیدی تبدیل می‌گردد. طوری که لورکه جهانی از انرژی و هیجان و شور و احساس است.

۲-۲. ریشه در زبان پهلوی ساسانی

زبان لری، همچون فارسی معیار، ریشه در زبان فارسی میانه (پهلوی ساسانی) دارد. به‌گفته ی زبان‌شناسانی چون دان استیلو، «فارسی، لری-بختیاری و دیگر زبان‌ها، مستقیماً از فارسی باستان از طریق فارسی میانه/پهلوی مشتق شده‌اند» (Stilo, 2010). بنابراین، ریشه‌یابی «لورکه» را باید در لایه‌های کهن‌ترِ زبان‌های ایرانی جست.

واژهٔ «لُو» به معنای لب، در فارسی میانه به شکل «lw» (لب) ثبت شده است و با واژهٔ «lafz» در عربی که از همین ریشه وام‌گرفته شده، هم‌خانواده است. واژهٔ «رِک» نیز با ریشهٔ هندی-اروپایی «reg» به معنای حرکت و لرزش، پیوند دارد. ترکیبِ این دو در واژه ی «لورکه» نشان‌دهنده ی پیشینه ی بسیار کهنِ این آیین است.

۲-۳. نسبت «لورکه» با واژهٔ «لر»

برخی، با توجه به شباهتِ نگارشیِ «لورکه» با «لور» در فرم و شکل، پنداشته‌اند که این دو واژه با یکدیگر مرتبط‌ند. واژه ی«لُور» خود ریشه‌ای کهن دارد و برخی آن را مخفف «اللور» — نام شهری در شمال‌غرب دزفول — دانسته‌اند و برخی دیگر آن را تحریف‌شده ی «لیر» به معنای کوه‌های پوشیده از جنگل تعبیر کرده‌اند. با این حال، «لورکه» از نظر ریشه‌شناختی با «لر» نسبتی ندارد؛ چراکه «لر» نامِ قوم و سرزمین است، اما «لورکه» نامِ فریاد و آیینی ست که این قوم در میدان‌های نبرد سر می‌دهند. با این همه، هم‌نشینیِ این دو واژه در طول تاریخ، چنان بدیهی نموده که «لورکه» را به‌مثابه ی شناسه ی صوتیِ قوم لر درآورده است.

۲-۴. «لورکه» در زبان کردی

شایانِ ذکر است که در زبان کردی، «لورکه» به معنای گهواره است. لرزبانان اما گهواره را «تَــهْـتِهْ» می‌گویند. این تفاوتِ معنایی، نشان‌دهنده ی آن است که «لورکه» در بافتِ فرهنگیِ لرها، معنایی کاملاً متمایز و ویژه یافته است و نباید آن را با همنامِ کردیِ آن یکسان انگاشت.

۳. «لورکه» در آیینه ی تاریخ

۳-۱. کارکرد جنگی و روانی

«لورکه» در طول تاریخ، هم‌عهد با لر، در جنگ‌ها و رزم‌ها و میادین بزرگ آزموده شده و به کمک ایرانیان لرتبار آمده است. این فریاد، پیش از آنکه سلاحی فیزیکی باشد، سلاحی روانی ست. به‌تعبیر رزمندگانِ دفاعِ مقدس، «لورکه نوعی صدای ترسناک و روحیه‌بخش است که در هنگام جنگ و جدل با کمک لب و دست ایجاد شده و در واقع یکی از کارکردهای آن، نقش خبررسانی و شیپور جنگ را دارد».

فرهنگ لورکه، هنر و فرهنگ مقاومت در خون لرهای ایرانی نهادینه است. در طول تاریخ در مقاطع بسیاری، این مقاومت به خوبی وجود داشته و دیده می‌شود. هشت سال جنگ تحمیلی و دفاع مقدس نمونه ی بارزی ست که لرها و ایران آن را بار دیگر تجربه کردند و به دنیا نشان دادند که اراده ی یک ملت می‌تواند پیروز میدان باشد.

یک پیشکسوت و رزمنده ی دفاع مقدس کهگیلویه و بویراحمد با اشاره به اعتراف اسرای عراقی تصریح کرده است که «نوای لورکه رزمندگان استان ما در دوران دفاع مقدس لرزه بر تن دشمن می‌انداخت». در خاطره‌ای دیگر، هنگام بازجویی از یکی از اسرای عراقی که کمی زبان فارسی بلد بود، از او پرسیدند از چه چیزی بیشتر می‌ترسد. او با حالت ترس و لرز به صدای «لورکه» اشاره کرد و آن را از مهم‌ترین عوامل ترسِ خود برشمرد.

۳-۲. تأثیر بر دشمن و حیوانات

شگفتیِ تأثیرِ «لورکه» تنها به انسان محدود نمی‌شود. روایت‌های کهن و شفاهیِ لرها حاکی از آن است که حتی حیوانات وحشی مانند شیر، خرس و پلنگ، با شنیدن صدای «لورکه»، پایِ فرار را بر جای قرار ترجیح می‌دهند و میدان را خالی می‌کنند. این گزارش‌ها اگرچه کم‌وبیش در هاله‌ای از افسانه و بزرگنمایی به نظر می آیند، اما در فکت و واقعیت، نشان‌دهنده ی قدرتِ بی‌نظیرِ این فریاد در ایجاد رعب و هراس است.

سردار قربانی، از فرماندهان دوران دفاع مقدس، نیز با اشاره به این ویژگی گفته است که «لرکه ی لرها لرزه بر اندام هر کسی می‌انداخت» و «صدا و حضور لرها تضعیف‌بخش روحیه ی دشمن بود». جانباز «سیدعبدالکریم محمدی ده برآفتاب» نیز در خاطرات خود از دوران دفاع مقدس، به نقش بی‌بدیل «لرکه زدن لری» در ایجاد شور و حماسه بین رزمندگان اشاره کرده است.

۴. فلسفه ی «لورکه»: از پتانسیل تا جنبش

فلسفه ی «لورکه» را باید در مفهومِ «انرژیِ متراکمِ رهایی‌یافته» جست. «لورکه‌زن»، پیش از سر دادنِ این فریاد، تمامیِ وجودِ خود را — از ذهن و جسم و جان و روان — بر روی یک نقطه متمرکز می‌کند. این تمرکز، انرژیِ پتانسیلی را پدید می‌آورد که در لحظه ی «رکیدن» و لرزشِ لب، به یک‌باره به انرژیِ جنبشیِ صوت تبدیل می‌شود. این صوت، چنان شدید و مهیب است که نه‌تنها خودِ «لورکه‌زن» را به وجد می‌آورد، بلکه شنونده را — که دشمن است — چنان از پای درمی‌آورد که زهره‌اش می‌ریزد و هیمنه‌اش فرو می‌شکند.

به‌بیانِ فلسفی‌تر، «لورکه» تجلیِ «اراده ی معطوف به قدرت» در فرهنگ لر است. این فریاد، اعلامِ وجودی ست که تا آخرین نفس برای کیان و سامان و خان و مان و ناموس و قاموسِ این میهن، ایستادگی و مقاومت و مبارزه خواهد کرد. «لورکه» سلاحی ست که خداوند به ودیعت، در وجودِ هر لرزبانِ ایرانی نهاده است.

۵. اکتسابی یا ذاتی؟ آموزش «لورکه» در فرهنگ لر

۵-۱. آیا هر لری قادر به «لورکه» زدن است؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند تفکیکِ دو سطح از «توانایی» است:

۱. تواناییِ زیستی: از آنجا که «لورکه» در نهایت، فریادی است که از حنجره و لب و دیافراگم برمی‌خیزد، از نظرِ زیستی، هر انسانِ سالمی به‌طورِ بالقوه قادر به تولیدِ صدایی مشابه است. اما این، تمامِ ماجرا نیست.

۲. تواناییِ فرهنگی: «لورکه» به‌مثابه ی یک آیین و یک «هنرِ رزمیِ صوتی»، نیازمندِ تمرین، آموزش و درونی‌سازیِ فرهنگی ست. هر لری، به‌طورِ خودکار قادر به «لورکه» زدنِ درست و تأثیرگذار نیست. این مهارت، همچون هر مهارتِ فرهنگیِ دیگر، نیازمندِ یادگیری و تکرار است.

۵-۲. نقش والدین در آموزش

در فرهنگِ لر، «لورکه» به‌عنوان بخشی از هویتِ جنگی و مردانگی، از نسلی به نسلِ دیگر منتقل شده است. والدین — به‌ویژه پدران و بزرگ‌ترها — در موقعیت‌های مناسب، این فریاد را به فرزندان خود می‌آموزند. این آموزش، غالباً به‌صورتِ عملی و در بسترِ زندگیِ روزمره — همچون هنگامِ بازی‌های رزمی، مراسمِ عروسی، یا بازگوییِ خاطراتِ جنگی — صورت می‌گیرد. کودکِ لر، از کودکی صدایِ «لورکه» را می‌شنود، تأثیرِ آن را بر دیگران مشاهده می‌کند و کم‌کم، خود نیز به تمرینِ آن می‌پردازد.

با این حال، «لورکه» صرفاً یک رفتارِ اکتسابیِ مکانیکی نیست. این فریاد، هنگامی تأثیرِ واقعیِ خود را می‌یابد که از «بُنِ جان» برخاسته باشد. از این رو، می‌توان گفت که «لورکه» ترکیبی است از آموزشِ فرهنگی و انفجارِ عاطفیِ درونی؛ امری که هم اکتسابی است و هم نیازمندِ زمینه‌هایِ روانی و عاطفیِ خاص.

۶. «لورکه» در گستره ی جغرافیایی و سیاسی

۶-۱. پراکندگیِ جغرافیایی

«لورکه» به‌عنوان یک خرده‌فرهنگ، در میانِ تمامیِ شاخه‌هایِ قوم لر — از لرستان و ایلام گرفته تا کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری — رواج داشته است. با این حال، بررسی‌ها نشان می‌دهد که این آیین در مناطقِ کهگیلویه و بویراحمد بسامد و جلوه‌ای ویژه داشته است. برگزاریِ آیینِ سنتی و نمادین «لرکه‌لری» در یاسوج و ضبطِ این فریاد در میانِ مردمانِ بویراحمد، گواهِ این مدعاست.

۶-۲. کارکردِ سیاسی و هویتی

«لورکه» در طول تاریخ، فراتر از یک فریادِ جنگیِ صرف، نقشی هویت‌بخش و وحدت‌آفرین نیز داشته است. این فریاد، در لحظاتِ بحرانی، لرها را گرد هم می‌آورده و به آنان احساسِ تعلقِ جمعی و قدرتِ گروهی می‌بخشیده است. در دورانِ معاصر، به‌ویژه در هشت سال دفاع مقدس، «لورکه» به نمادی از مقاومت و ایستادگیِ لرها در برابرِ دشمن بعثی تبدیل شد و در کنارِ سایرِ جلوه‌هایِ فرهنگِ لری، به تقویتِ روحیه ی رزمندگان و ایجادِ رعب در دلِ دشمن انجامید.

اکنون که نبردی دیگر میان ایران و آمریکا با حمایت ناتو، اعراب و اسرائیل آغاز شده است، بار دیگر فرهنگ و هنر مقاومت در ایران اسلامی نمایان گشته است. جنگ تلخ است اما تلخ‌تر از آن، پیروزی دشمن و اشغال خاک و سرزمین مقدس ایران است.

۷. «لورکه» در سینمای مقاومت: ضرورتِ بازنماییِ یک میراثِ فرهنگی

سینما به‌عنوان یکی از قدرتمندترین رسانه‌های هنری، همیشه بستری برای نمایش ارزش‌ها، باورها و آرمان‌های جوامع بوده است. در این میان، فرهنگ مقاومت، مفهومی عمیق و چندلایه که ریشه در تاریخ، هویت و مبارزات ملت‌ها دارد، جایگاه ویژه‌ای در آثار سینمایی پیدا کرده است. فرهنگ لورکه، رجزخوانی ایرانی، که با ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از هویت ملی و فرهنگی و مبارزه برای آزادی و عدالت گره خورده، در سینمای جهان و به‌ویژه سینمای ایران به شکل‌های گوناگون قابل بازتاب است.

فرهنگ مقاومت در ادبیات، تئاتر، سینما و سایر هنرها، معمولاً به‌عنوان واکنشی به ستم، اشغالگری یا نابرابری‌های اجتماعی و سیاسی نمود پیدا می‌کند. این مفهوم تنها به مبارزه مسلحانه محدود نمی‌شود، بلکه شامل مقاومت فرهنگی، فکری و حتی روزمره در برابر سلطه است. لورکه، مقاومت فرهنگی ست. ابزار فرهنگی ست. اسلحه فرهنگی ست.

در سینمای جهان، نمونه‌های متعددی از این فرهنگ فریاد و رجزخوانی را می‌توان در فیلم‌هایی با مضمون جنگ‌های استقلال، مبارزه با استعمار یا دفاع از حقوق انسانی یافت. برای مثال، فیلم‌هایی مانند «شجاع‌دل» (۱۹۹۵) ساخته مل گیبسون، که داستان ویلیام والاس و مبارزه اسکاتلندی‌ها علیه سلطهٔ انگلستان را روایت می‌کند، نمونه‌ای کلاسیک از بازنمایی مقاومت ملی است. این فیلم با تأکید بر هویت ملی و ارزش‌هایی مانند آزادی و شرافت، توانسته است تصویری حماسی از مقاومت ارائه دهد.

در سینمای ایران نیز، فرهنگ مقاومت به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی و در بستر جنگ ایران و عراق، به یکی از محورهای اصلی فیلم‌سازی تبدیل شد. فیلم‌هایی مانند «دیده‌بان» (۱۳۶۷) ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا، با نمایش ایثار و ایستادگی رزمندگان، به نمادی از این فرهنگ در سینمای ایران بدل شدند.

از منظر تاریخی، فرهنگ مقاومت در سینما اغلب ریشه در تحولات سیاسی و اجتماعی جوامع دارد. در قرن بیستم، با گسترش جنبش‌های ضداستعماری در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، سینمای مقاومت به ابزاری برای بازنمایی این مبارزات تبدیل شد. فیلم‌هایی مانند «نبرد الجزایر» (۱۹۶۶) ساخته جیلو پونته‌کورو، که مبارزه مردم الجزایر علیه استعمار فرانسه را به تصویر می‌کشد، نمونه‌ای برجسته از این دوره است. در این فیلم، مقاومت به‌صورت جمعی و با تأکید بر نقش زنان، جوانان و طبقات مختلف جامعه نشان داده می‌شود. در ایران نیز، سینمای انقلاب و دفاع مقدس، به‌ویژه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ شمسی، بازتابی از روحیه مقاومتی بود که در بستر انقلاب اسلامی و جنگ شکل گرفته بود. فیلم‌هایی مانند «تنگه ابوقریب» (۱۳۹۶) ساخته بهرام توکلی، با بازسازی صحنه‌های واقعی جنگ، این تاریخ را زنده نگه می‌دارد.

از منظر اجتماعی، سینمای مقاومت می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای تقویت همبستگی و هویت جمعی عمل کند. در جوامعی که با بحران‌های سیاسی یا فرهنگی مواجه هستند، این فیلم‌ها به مردم کمک می‌کنند تا ریشه‌های مشکلات خود را بهتر درک کنند و به دنبال راه‌حل باشند. برای مثال، در سینمای آفریقای جنوبی، فیلم‌هایی مانند «گریه کن، سرزمین محبوب» (۱۹۵۱) به کارگردانی زولتان کردا، با نمایش ظلم آپارتاید، به جنبش مقاومت علیه تبعیض نژادی کمک کرد. در ایران نیز، فیلم‌هایی مانند «آژانس شیشه‌ای» (۱۳۷۶) ساخته حاتمی‌کیا، با طرح مسائل اجتماعی مانند مشکلات جانبازان، به نقد وضعیت موجود پرداخت و در عین حال، ارزش‌های مقاومتی را برجسته کرد. این آثار نشان می‌دهد که مقاومت می‌تواند از طریق گفت‌وگو، اعتراض مدنی و حفظ ارزش‌ها نیز محقق شود.

از منظر هنری، ادبیات و زبان، سینمای مقاومت به فیلم‌سازان این امکان را می‌دهد تا با استفاده از زبان تصویر، احساسات و ایده‌های پیچیده را منتقل کنند. کارگردانان این حوزه اغلب از نمادها، موسیقی و روایت‌های بصری استفاده می‌کنند تا پیام خود را عمیق‌تر به مخاطب برسانند. برای مثال، در «نبرد الجزایر»، استفاده از سبک مستندگونه و فیلم‌برداری در خیابان‌های واقعی، حس واقعی بودن را به مخاطب منتقل می‌کند.

متأسفانه باوجود تعریف و حمایت و روایت فرماندهان ملی دفاع مقدس و سرداران بزرگ از «لورکه» هیمنه‌شکنِ دشمن‌شکن، حتی در یک فیلم، حتی در یک اپیزود، نتوانستند از این ابزار و عنصر ایرانیِ وطنیِ دژشکن تاثیرگذار بهره ببرند. این در حالی ست که لرهای هنرمند و کارگردانان ایرانی لر از هم‌اکنون باید در اندیشه ی آفرینش فیلمنامه‌هایی از جنگ کنونی باشند تا آثاری تولید کنند که برای حال و آینده ی مردم و کشور به یادگار بماند. باید فریاد خاص لر را در این جنگ در پای لانچرها، در میادین رزم، در میدان خیابان‌ها و تجمعات شبانه ی مردم به تصویر بکشند تا «لورکه» و «لر» به دنیا معرفی شود.

۸. «لورکه» در میدانِ عمل: روایتی از حاج قاسم سلیمانی و سردار شهابی‌فر

یکی از گواهانِ زنده ی نقشِ مؤثر «لورکه» در میدان‌های نبرد معاصر، روایتِ سردار سرتیپ دوم پاسدار «حاج عوض شهابی‌فر» از همرزمیِ خود با سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی است. حاج قاسم در کتاب دست‌نوشت خود، «از کسی نمی‌ترسم»، در صفحات نخست می‌گوید: «ما از لرهایی هستیم که از فارس یا بویراحمد به خراسان و سپس به کرمان مهاجرت و کوچ کرده‌ایم» (نقل به مضمون). این سپهبد شهید، لر بود و با لورکه آشنا بود.

سردار شهابی‌فر روایت می‌کند که در لشکر قدس، در عملیاتی در سوریه، روزی در محاصره افتاده بودند. بی‌سیم می‌زنند و سراغ یکی از سرداران را می‌گیرند. حاج قاسم در بی‌سیم فریاد می‌زند: «ابوشهاب کجاست؟! ابوشهاب…» سردار شهابی‌فر، صدای حاج قاسم را که می‌شنود، «لورکه» می‌زند. حاج قاسم و اطرافیان روحیه می‌گیرند (نقل به مضمون از سرتیپ دوم پاسدار حاج عوض شهابی‌فر). این روایت، نشان‌دهنده ی نقشِ بی‌بدیلِ «لورکه» در چنین میدان صعب‌وسختِ رزم با دشمن است و ضرورتِ به‌تصویر کشیدنِ این فریادِ خاصِ ایرانیِ لر را در آثارِ هنری و سینمایی دوچندان می‌کند.

سینمای مقاومت، ادبیات پارسی و هنر فاخر این دیار، آینه‌ای ست که مبارزات، امیدها و آرمان‌های ملت‌ها را بازتاب می‌دهد. این سینما و ادبیات، نه‌تنها به‌عنوان یک رسانه ی سرگرم‌کننده، بلکه به‌عنوان ابزاری برای آموزش، همبستگی و آگاهی‌بخشی عمل می‌کند.

از آثار عمیق ادبیات و سینمای ایران و فلسطین تا دیگر آثار ارزشمند در رده ی فرهنگ مقاومت که می‌توان به فیلم مرحوم سیف‌الله داد، «بازمانده»، اشاره کرد، فرهنگ مقاومت در سینما نشان می‌دهد که انسان در برابر ظلم و سختی، قادر است ایستادگی کند و به دنبال عدالت و آزادی باشد. این آثار، با روایت داستان‌هایی از ایثار، پایداری و انسانیت، به ما یادآوری می‌کنند که مقاومت تنها یک واژه نیست، بلکه روحیه‌ای ست که در قلب هر انسان زنده است. سینمای مقاومت با خلق این تصاویر و داستان‌ها، نه‌تنها تاریخ را ثبت می‌کند، بلکه به نسل‌های آینده الهام می‌بخشد تا در برابر ظلم و تجاوز سرخم نکنند و برای جهانی بهتر تلاش کنند.

۹. «لورکه» در ادبیات و پژوهش‌های معاصر

در کتاب «فَرِّ فَرْهَنْگِ ایرانیْ» اثرِ سروش درست، از «لورکه» به‌عنوان «خرده‌فرهنگی پر بسامد در زندگی لران» یاد شده است؛ خرده‌فرهنگی که در زندگیِ آنان، به‌ویژه در شرایطِ جنگی و آفندی و پدافندی، نقشی اساسی و ضروری داشته است. با این حال، تاکنون پژوهشِ جامع و مستقلی به ریشه‌یابی، معنی‌شناسی و کارکردهایِ چندلایه ی این پدیده نپرداخته است. واژه‌نامه ی «لرکه-گاله» این فریاد را چنین تعریف کرده است: «فریادی که با دست و لب هنگام جنگ سر می‌دادند». البته به زعم نگارنده لورکه، نامواژه ای مرکب از « لُوْ»( لب)، « رٍکَ» ( تکان خوردن شدید) و پسوند « ه» (صوت) بسیار پر انرژی از بن جان برخاسته است. همچنین در برخی از فرهنگ‌هایِ لری، «لورکه» به معنای فریاد «لر» ثبت شده است که نشان از هم‌نشینیِ عمیقِ این واژه با هویتِ قومیِ لر دارد.

مرد لر، با لورکه، مردِ میدانِ عمل است. اگر چه در حوزه ی نظر و اندیشه ی هنری و رسانه‌ای دستی توانا دارد و گاه سخنانش در برنامه‌های مختلف، مصاحبه‌ها و نوشته‌هایش ثبت و ضبط است، اما او مردِ عمل در میدان هنر و رسانه نیز است. باید از این فریادِ ایرانیِ اصیل طرحی نو درانداخت و خود فرزندان این آب و خاک، آستین بالا زده و در حوزه‌های هنر و رسانه، با کمک اهل فن، برنامه‌های بسیار متنوعی بسازند. باید فهم عمیق از انقلاب اسلامی، خصوصاً تأثیرات آن در ابعاد بین‌المللی، داشت و توانست پیوستگی میان هنر و رسانه را در افق انقلاب اسلامی ایران ببینیم و به کار بریم؛ کار ارزشمندی که مع‌الاسف کمتر کسانی در کشور توان انجامِ آن را دارند.

اخلاق، صداقت و هدایت به سمت روشنگری و آگاهی‌بخشی از جمله اصول مورد نظر در گفت‌وگوی یک لر است. لر، زوایای عمل دوستان و دشمنان را در حوزه ی بین‌الملل به خوبی هر چه تمام‌تر درک و شناسایی می‌کند.

۱۰. نتیجه‌گیری

«لورکه» فراتر از یک فریادِ ساده، آیینی است کهن، ژرف و چندلایه در فرهنگِ قوم لر. این نامواژه که از ترکیب «لُو» (لب) و «رِک» (لرزیدن) شکل گرفته، بیانگرِ فریادی است که از اعماقِ جان برمی‌خیزد، با تمام انرژی و هیجان و احساس لب‌ها را به لرزه درمی‌آورد و دشمن را زودتر از شنیدن صدای گلوله و اسلحه از پای درمی‌آورد. «لورکه» در طولِ تاریخ، از میدان‌های نبردِ کهن تا سنگرهای دفاع مقدس، همواره هم‌پایِ لرها بوده و به‌اعترافِ اسرای جنگی، لرزه بر اندامِ دشمن می‌افکنده است.

این آیین و نام، اگرچه ریشه‌ای کهن در فرهنگ ایران و باستان و زبانِ پهلوی ساسانی دارد، اما همچنان زنده و پویاست و در میانِ نسل‌هایِ جدیدِ لرها، به‌عنوانِ بخشی از هویت و میراثِ فرهنگیِ آنان، حفظ و منتقل می‌شود. «لورکه» سلاحی ست که خداوند به ودیعت نهاده در وجودِ هر لرزبانِ ایرانی، تا در لحظاتِ بحران، کیان و سامان و ناموسِ این میهن را کیاداری کند. این فریاد، خود به جایِ هزاران بیت شعر، اثربخش است؛ هیمنه‌شکن است، دشمن‌شکن است و دژشکن.

با توجه به شرایط جنگیِ کنونی که البته با دوران دفاع مقدس بسیار تفاوت دارد، ضرورتِ بازنماییِ «لورکه» در سینما و دیگر رسانه‌های هنری، بیش از پیش احساس می‌شود. سینمای مقاومت با خلق تصاویر و داستان‌هایی از این فریادِ کهن، نه‌تنها تاریخ را ثبت می‌کند، بلکه به نسل‌های آینده الهام می‌بخشد تا در برابر ظلم و تجاوز سرخم نکنند و برای جهانی بهتر تلاش کنند. فریادها باید به تصویر کشیده شوند؛ به ویژه فریادِ خاصِ ایرانیِ لر: «لورکه».

منابع و مآخذ

– آبادیس. مدخل «lorke». قابل دسترسی در: abadis. ir

– استیلو، دان. (۲۰۱۰). گویش‌های لری و رابطهٔ آن‌ها با فارسی میانه. (Stilo, Don. (2010). Lori dialects and their relationship to Middle Persian)

– ایسنا. (۱۴۰۲). «ابوشهاب» از “حاج قاسم” می‌گوید.

 

– دفاع‌پرس. (۱۳۹۸). «ترس دشمن از صدای لرکه».

– دانا. (۱۳۹۹). «لرکه لرها در جنگ لرزه بر اندام هر کسی می‌انداخت».

– درست، سروش. «فَرِّ فَرْهَنْگِ ایرانیْ».

– روایتِ شفاهیِ سرتیپ دوم پاسدار حاج عوض شهابی‌فر از همرزمی با سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی.

– سلیمانی، قاسم. «از کسی نمی‌ترسم» (دست‌نوشت).

– لغت‌نامهٔ لری-لرفا. مدخل «لرکه-گاله».

– کهبنانیوز. (۱۴۰۵). «فیلم | یاسوجی‌ها آیین سنتی لرکه‌لری اجرا کردند».

– نوید شاهد. (۱۴۰۴). «دمیدن روحیه در رزمندگان با موسیقی محلی».

– ویکی‌پدیا. «زبان لری».

– Wright, Susan. (1974-6). Luri recordings from Doshman Ziari, Mamasani, Iran.

 

انتهای خبر/

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.