پیوارنیوز؛ به قلم دکتر سروش درست بویراحمدی بر یکایکِ شما که قلمتان عصایِ موساست در عبور از دریایِ دروغ؛ که صدایتان، طنینِ آزادی ست در گوشِ خاموشی؛ که نگاهتان، پلی ست میان رنجِ انسان و روشنایِ فهم. روزتان فرخنده و همایون باد.
در روزگاری که جهان به دو نیمهی سخت و نرمِ جنگ تقسیم شده است، رسالتِ خبرنگار، مرزبانِ آگاهیبخشی ست. او، نه سربازی با شمشیر، که انسانی ست با حنجرهای از جنسِ شعور. جبههی او، جبههی واژه است در برابرِ گلوله؛ جبههی روایت است در برابرِ تحریف. و چه والاست رسالتِ کسی که آتشِ حقیقت را بر قلههای بلندِ فتنه برمیافروزد تا رهگمکردگانِ تبلیغات، راهِ خانه بیابند.
خبرنگار، چشمبهراهِ پاداش نیست، که پاداشِ او، همان لحظهای ست که حقیقت، سر از خاکِ تردید برمیدارد. او صیادِ سایههاست، اما خود، زیستن در روشنایِ صریحِ واقعیت را برگزیده است. در دلِ شبِ سانسور و جنجال، قلمِ او چون ستارهای ست که حتی ابرهای ضخیمِ مصلحت را میشکافد و به زمینِ تشنهی آگاهی میبارد.
بیاموزیم از خبرنگار که: «راستی، تنها سلاحی ست که زخم نمیزند، اما درمان میکند.» او با هر خبر، بذری از خرد میکارد در مزرعهی باورها. و اخلاق، آن شاقولِ نامرئیست که قامتِ حرفهای او را راست نگه میدارد؛ حتی اگر طوفان منافع، همهی درختان را خم کند. او ایستاده میماند، چون میداند انسانی که وجدانش را در بازارچهی تیترهای زرد حراج کند، سایهای بیش نیست در بیاعتباری ابدی.
این رسالت در ایرانِ عزیز چقدر وزین است و وزان. در سرزمینی که تاریخش را با مرکبِ مقاومت نوشتهاند، خبرنگارِ ایرانی، نه یک شغل که یک انتخابِ سرنوشتساز است. او از میانِ غولهای رسانهایِ امپریالیسم خبری، قامت برافراشته و باور خویش را فریاد میزند، بیآنکه حقیقت را قربانیِ تعصب کند. ایمان دارد که «خبر، امانت است» و امانتدار، هرگز خیانت نمیکند به اعتمادِ ملتی که گوشهایشان به صدای اوست.
در جبههی مقاومت، خبرنگار، پیامآورِ آن فریادِ آزادیخواهیای ست که یک تنه از حلقومِ وجدانِ بیدارِ ایران برمیخیزد. هر واژهای که مینویسد، آجری ست در بارویِ معماری هویتِ ملی. او میداند در فضایِ مجازیِ آلوده به غبارِ فریب، یک روایتِ درست، میتواند سپری باشد در برابرِ هزار شمشیرِ زهرآگینِ دروغ. پس با متانتِ آب، سنگهای جهل را میشوید و با شکیباییِ کوه، در برابر تندبادهای مزاجِ زمانه میایستد.
خبرنگار، جانِ بیدارِ جامعه است. آنگاه که برخی از افرادجامعه در خوابِ غفلت فرو میروند، چراغِ قلمِ اوست که سوسو میزند و بیدارباشِ مسئولیت میگوید. به ما میآموزد که «آگاهی، تنها بضاعتی ست که با بخشیدنش، نه تنها کم نمیشود، بلکه جهان را بزرگتر میکند.
در این روزِ سپید، پیشانیات را ببوسیم، ای که عصارهی رنج و امیدِ ملتی را در کولهبارِ دوربین و دفترچهات حمل میکنی. ای که گاه، در میانِ هیاهویِ خبر، سکوتِ خودت گویاترین مصاحبهی تاریخ است. تو آن معمارِ گمنامی که ستونهای آگاهی را روی ریلِ زمانه استوار میکنی، بیآنکه کسی بداند چه شبهایی که ستارهها را شمردی تا یک جمله حقیقت را از دهانِ تاریکی بیرون بکشی.
تو ای عکاسِ خبری! چشمِ تو، تاریخ را در یک قاب جاودانه میکند. آنجا که قلم از وصف بازمیماند، لنزِ توست که شعرِ سکوتِ واقعیت را میسراید. یک تصویرِ صادقانه، گاه کوبندهتر از هزار خط تحلیل است. پس دریغ مکن از نگاهِ نافذت، که «حقیقت، زیباترین تصویری ست که میتوان ثبت کرد، حتی اگر قابش غمآلود باشد.
خبرنگارانِ جان! همکاران و همراهانِ جان! یک سالِ دیگر از مجاهدتِ متداوم و متداولتان گذشت. مجاهدتی که در خاموشیِ تحریریهها، در عرقِ پیشانیِ گزارشگرانِ میدان، در بیخوابیِ تدوینگران و در تبِ مقدّسِ نویسندگانی جریان داشت که حرمتِ واژه را پاس داشتند. دستمریزاد و خداقوت!… قلمتان همواره تر، نگاهتان همواره تیز و دلتان همواره گرم به عشقِ حقیقت باد!
در فرجام این وجیزه، اجازت بفرمایید زمزمهای کنیم با واژههایِ آموزگارِ بزرگِ اخلاق مولای متقیان«ع»: «حقیقت را بگویید، حتی اگر به زیانتان باشد.» و همه ی ماها مصداقِ زندهی این کلام شگرفیم؛ چرا که خبرنگار، وجدانِ متجسّدِ جامعه است. او نه فقط گزارشگرِ رویدادها، که مفسّرِ رنجها و راویِ امیدهاست. او به ما میگوید کجایِ جهان ایستادهایم و به کدام سو میرویم و این، یعنی زنده نگهداشتنِ چراغِ خِرَد در توفانهای تاریک.
روز خبرنگار، روزِ برازندگیِ قلم، روزِ شرافتِ روایت، روزِ تولّدِ دوبارهی چشمانی که نمیخواهند حقیقت را در آغوشِ مصلحت قربانی کنند، همایون باد.
باشد که هر روزتان، روزِ خبرنگار باشد و هر نفستان، تیتری از جنسِ آگاهی.
رسانه وزین پیوارنیوز و این قلم، مجدد روز سپید خبرنگار را بر راهیان راه خبر، در ساحت رسانه های دیداری و شنیداری، کتبی و شفاهی، در هر ساحت خبری،به یکایک همکاران جان، شادباش عرض می نماییم.
با تقدیم احترام و پدرام باد.
سروش درست
انتهای خبر/















ثبت دیدگاه