پیوارنیوزیکی از دوستان بختیاری می گفت: « شغال ریشه در شوگاله زیدن داره» می افزود:
شو گاله زی ین= زیْ یَن حذف شده، و شده «شو گاله»= سپس ه پسوند حذف و شده «شوگال» = و سرانجام، چه بسا «شگال».
اما با بررسی سطحی متوجه شدیم، حرف «غ» جز الفبای زبان لری نیست، ودر کتاب ی در حوزه ایتمولوژی، در باب نامواژه ی «شغال» یا «شگال»،
در کتابیخوانده بودم : شغال،ریشه در زبان عبری دارد و از *«شوعال»*
؛ به معنای روباه مأخوذ است و ریشه دارد.( در دهخدا نیز آمده است.)
اما کمی بیش تر و پیش تر، با نگاه زبان شناسی، به این وامواژه تعمق نماییم و تأمل:ریشه ی نامواژه و وامواژه ی «شغال» به طور مشخص به زبان سنسکریت برمی گردد، نه به فارسی باستان یا اوستایی.
کهن ترین صورت ثبت شده ی
در سنسکریت این واژه به شکلِ زیر بوده است:
śṛgāla / sṛgāla
सृगाल / शृगाल
به معنیِ «شغال».
در پالی (زبان کهن هندی) به صورت sigāla و در پراکریت به صورت siāla / siyāla دیده می شود.
از منظر علمی و زبان شناسی، مسیر ورود به فارسی شغال،
این واژه از سنسکریت وارد فارسی میانه (پهلوی) شده است:
śṛgāla ← فارسی میانه šagāl ← فارسی نو شغال / شگال
– در زبان شکرشیرین لری، گویش های مختلف بویراحمدی، بختیاری، ایلامی و غیرا شَغال تلفظ می شود و تکلم.
– در فارسی میانه به شکل šagāl رواج داشته است.
– در فارسی نو هم به صورت شَغال و هم شُغال تلفظ می شود و تکلم.
– در برخی متن های کهن فارسی، املای «شگال» نیز دیده شده است.
– املای امروزیِ «شغال» با حرف «غ» بیشتر تحت تأثیر خط عربی است، چون در عربی حرف «گ» وجود ندارد.
اما پرسشی در ذهن شما مخاطب گرامی ممکن است بچرخد که *چرا می گوییم این واژه وامواژه است؟*
در اوستایی و فارسی باستان، واژه ای از همین ریشه برای «شغال» ثبت نشده است. به همین دلیل، زبانشناسان معمولاً واژه ی«شغال» را واژهای قرضی و[ گرته برداری شده] از زبان های هندی/سنسکریت می دانند که در دوره ی میانه از طریق تماس های فرهنگی، داد وستد یا ترجمه ی متون هندی (مانند کلیله و دمنه) وارد فارسی شده است.
*از زبان فارسی به زبان های دیگر:*
«شغال» بعدها از فارسی وارد زبان های بسیاری شده است:
– لری: شَغالْ
– عربی: شَغال
(البته واژه ی رایج تر عربی برای شغال، «ابن آوی» است)
– ترکی: çakal
– فرانسوی: chacal
– انگلیسی: jackal
– آلمانی: Schakal
– روسی: шакал
در زبان های هندی نیز *واژهٔ siyār (سیار) از همان ریشه ی سنسکریت* آمده، اما مسیر آن جدا از فارسی بوده است.
در *مجموع* می توان گفت:زنجیره ی اصلیِ این واژه را می توان چنین نشان داد:
سنسکریت śṛgāla ← فارسی میانه šagāl ← فارسی نو شغال ← عربی/ترکی ← زبانهای اروپایی
پس در حوزه اتیمولوژی، ریشه ی واژه ی «شغال» در هند باستان و زبان سنسکریت است و از راه فارسی میانه به زبان پهلوی، به زبان لری و نیز به زبان فارسی امروزی رسیده است
نام فارسی: شغال
نام علمی: Canis aureus
نام انگلیسی: Golden Jackal
طول سر و بدن ۷۵ تا ۱۰۵ سانتیمتر، طول دم ۲۰ تا ۲۶ سانتیمتر، ارتفاع بدن ۴۰ تا ۵۰ سانتیمتر و وزن ۷ الی ۱۵ کیلوگرم است. نر و ماده همشکلند. جثه متوسط و اندکی بزرگتر از روباه معمولی ست. پوزهای باریک و گوشهایی بلند دارند. دم کوتاه، پرمو و معمولا سر آن سیاه است. رنگ پشت بدن و دم خاکستری مایل به قهوهای با رگههای سیاه، پهلوها گندمگون و زیر بدن نخودی و سفید است. اطراف لبها، چانه و گلو سفید است. مانند سایر سگسانان پنجهرو است. دارای ۵ انگشت در پاهای جلو است که اولین انگشت داخلی بالاتر از بقیه قرار دارد. پاهای عقب ۴ انگشت دارد.
غالبا شبگرد است، اما در روز نیز مشاهده میشود. همه چیز خوار است و از پستانداران کوچک، حشرات، لاشه، مواد گیاهی و زباله تغذیه میکند. جفتگیری در زمستان صورت میگیرد. دوره بارداری ۶۳ روز به طول میانجامد و ۳ الی ۶ و گاهی تا ۱۰ نوزاد با وزن تقریبی ۲۰۰ الی ۲۵۰ گرم به دنیا میآورد. نوزادان با چشمهای بسته و موهای نرم به رنگ خاکستری تیره متولد میشوند. پس از ۱۰ روز چشمهای خود را باز کرده و تا ۸ هفته از شیر مادر تغذیه می کنند و در ۲۱ ماهگی بالغ میشوند.
در ادبیات پارسی در بسامد از شغال استفاده شده و بر زبان مردم جاری ست:
« شغال برادر سگ زرده!»
مراقب طبیعت باشیم.
دکتر سروش درست بویراحمدی
انتهای خبر/















ثبت دیدگاه