پیوارنیوز؛سروش درست بویراحمدی روزها همچون رودی آرام، به نرمی از میان زندگی ما انسانها میگذرند. ما روزها را میشماریم و میگذریم، اما کمتر پیش میآید که بایستیم و بپرسیم: این نامها از کجا آمدهاند؟ چه رازی در دل خویشتن دارند؟! چه داستانی را با خود میآورند؟
در این سرزمین کهن، ایرانیان روزگاری هر روز را به گونهای دیگر مینامیدند. آن زمان، یک روز تنها یک عدد نبود؛ با ستارگان آسمان و با وجودهای مقدس پیوند داشت. هر نام، قطعهای از خاطره بود و نوستالژی طبیعت. خاطرهای از روشنایی بود، نیکی و نظم.
این نوشتار کوششیست ساده برای بازگفتن آن نامهای کهن و پیوندی که با نام روزها در زبان انگلیسی دارند.
ساختار گاهشماری در ایران باستان چگونه بودهاست؟
برای فهم درست نام روزها، نخست باید ساختار گاهشماری ایرانی را شناخت.
در ایران باستان، سال به دوازده ماه تقسیم میشد و هر ماه سی روز داشت. در پایان سال، پنج روز اضافه وجود داشت که به آن «پنجه دزدیده» یا «اندرگاه» میگفتند و در هیچیک از ماهها شمرده نمیشد. ابوریحان بیرونی در «آثار الباقیه» مینویسد که پارسیان این پنج روز را میان آبانماه و آذرماه قرار میدادند و نامهای این پنج روز با نامهای سیگانه روزهای ماه متفاوت بود.
اما نکتهی مهم این است که در این گاهشماری، هر روز ماه نامی خاص داشت و به ایزدی منسوب بود. ابراهیم پورداود در توضیح این ساختار مینویسد: «چنانکه ملاحظه میشود هر یک از روزهای ماه به نام امشاسپند و یا ایزدی نامیده شده و نامهای ماهها نیز به نام دوازده تن از همین امشاسپندان و ایزدان است». روز نخست هر ماه به نام هرمزد (اهورامزدا)، روز دوم بهمن، روز سوم اردیبهشت و به همین ترتیب تا روز سیام بود.
هرگاه نام یک روز با نام ماه یکسان میافتاد، آن روز جشنگاه گرفته میشد و جشن. برای نمونه، «فروردین روز» (نوزدهم فروردین) جشن فروردگان و «مهر روز» (شانزدهم مهر) جشن مهرگان بود.
نام روزهای ماه در ایران باستان، سیگانه بود:
بر پایه «سی روزه» خرده اوستا و فهرست ابوریحان بیرونی در «آثار الباقیه»، نام سی روز ماه چنین بود:
هفته نخست (روزهای یکم تا هفتم):
روز یکم هرمزد (اهورامزدا) بود. روز دوم بهمن (وهومن، به معنای اندیشه نیک). روز سوم اردیبهشت (اشا وهیشتا، به معنای بهترین راستی). روز چهارم شهریور (خشتره وئیریه، به معنای شهریاری برگزیده). روز پنجم سپندارمذ (سپنتا آرمیتی، به معنای فروتنی مقدس). روز ششم خرداد (هوروتات، به معنای رسایی و کمال). روز هفتم مرداد (امرتات، به معنای بیمرگی و جاودانگی).
این هفت روز نخست، به نام هفت امشاسپند – یعنی هفت فروزه اهورامزدا – نامیده شدهاند.
هفته دوم (روزهای هشتم تا چهاردهم):
روز هشتم دی بِه آذر بود، به معنای «آفریدگار، پیش از آتش». روز نهم آذر (آتش). روز دهم آبان (آب، منسوب به آناهیتا). روز یازدهم خور (خورشید). روز دوازدهم ماه (ماه). روز سیزدهم تیر (تیشتر، ایزد باران و نام ستاره عطارد) بود و روز چهاردهم گوش (گوشورون، ایزد نگهبان چهارپایان).
هفته سوم (روزهای پانزدهم تا بیست و دوم):
روز پانزدهم «دی به مهر» بود، به معنای «آفریدگار، پیش از مهر». روز شانزدهم مهر (میترا، ایزد پیمان و روشنایی). روز هفدهم سروش (ایزد شنوایی و فرمانبرداری). روز هجدهم رشن (ایزد دادگری). روز نوزدهم فروردین (فروهرها، روانهای درگذشتگان). روز بیستم بهرام (ورهرام، ایزد پیروزی و نام ستاره مریخ). روز بیست و یکم رام (ایزد شادی و آرامش) و روز بیست و دوم باد (ایزد باد) بود.
هفته چهارم (روزهای بیست و سوم تا سیام):
روز بیست و سوم «دی به دین» بود، به معنای «آفریدگار، پیش از دین». روز بیست و چهارم دین (ایزد کردار و وجدان). روز بیست و پنجم ارد (ارت، ایزد خوشبختی و فراوانی). روز بیست و ششم اشتاد (ایزد راستی). روز بیست و هفتم آسمان (ایزد آسمان). روز بیست و هشتم زامیاد (ایزد زمین). روز بیست و نهم مانتره سپند (ایزد گفتار مقدس) و روز سیام انیران (روشنایی بیپایان) بود.
نام هفت روز هفته در سنت ایرانی، فرهنگیست شنیدنی و البته، خواندنی:
پژوهشگران دربارهی وجود «هفته» به شکل امروزی در ایران باستان اختلاف نظر دارند. فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مقالهای درباره «هفته» مینویسد که در ایران باستان هفته به شکل کنونی وجود نداشت و گاهشماری نزد ایرانیان بر پایهی روزهای ماه بود. با این حال، مفهوم هفته از تمدنهای همسایه، بهویژه «میانرودان»، به فرهنگ ایرانی راه یافت و پس از اسلام صورت امروزی گرفت.
با این همه، سنتی نیز وجود دارد که بر پایهی آن، هفت روز هفته در ایران باستان چنین نامگذاری میشدند:
شنبه – کیوانشید
یکشنبه – مهرشید
دوشنبه – مهشید
سهشنبه – بهرامشید
چهارشنبه – تیرشید
پنجشنبه – اورمزدشید
آدینه – ناهیدشید
در این نامها، پسوند «شید» به معنای پرتو، روشنایی، نور و درخشش است. بنابراین «کیوانشید» یعنی «روشنایی کیوان»، «مهرشید» یعنی «روشنایی مهر» و به همین ترتیب.
باید عنایت داشت که این نامگذاری با پسوند «شید» در متون کهن اوستایی و پهلوی به شکل امروزی آن دیده نمیشود. در «سی روزه» خرده اوستا، نام روزها بدون پسوند «شید» آمده است: هرمزد، بهمن، اردیبهشت و… . این پسوند در دورههای متأخرتر به نامها افزوده شده است. علیاکبر دهخدا افزودن «شید» به نام ستارگان را از مجعولات برساخته آذرکیوان در کتاب «دَساتیر» برمیشمارد و میگوید که واژه «شید» به معنای پرتو آفتاب است و نمیتوان آن را به ستارگان نسبت داد. دساتير آسمانی نام کتابیست که ملافيروز نام از ايران به هند برده و ترويج کرده و اين کتاب ظاهراً در زمان شاه عباس ۱۰۱۴ ه.ق) در هند باشد و اين کلمه به – اول جعل شده است، صد سال پيش از ملا فيروز شايد جعل آن به زمان اکبرشاه ( ۹۶۳ معني کتاب آسماني از مجعولات خود کتاب دساتير است (يادداشت مرحوم دهخدا).
مجعول کتابي در دوران سلطنت اکبرشاه در قرن دهمه.ق بهدست شخصی بهنام آذرکيوان فراهم شده است و آنرا به پيغمبری مجعول از ايران باستان بهنام ساسان پنجم نسبت داده و خود آنرا ترجمه و تفسير کرده است. اين کتاب بعدها بهطبع رسيد و مايهی گمراهی فرهنگ نويسان شد و لغات ساختگی آن از راه فرهنگها در شعرهای شاعرانی مانند شيباني و اديب الممالک و فرصت راه يافت و غلط های تاريخی آن نيز وارد تاريخ دوران قاجار شد. بعضي از لغات دساتيري امروز در ميان فارسي زبانان رواج دارد (از دايره المعارف فارسي) (رجوع به مقالهی مرحوم پورداود در مقدمهی همين لغت نامه و نيز به فرهنگ ايران باستان و مزديسنا شود.)
نگاهی به هر نام در هفته دلآراست و پرمحتوا.
کیوانشید – کیوان نام سیاره زحل است؛ دورترین سیارهای که با چشم غیرمسلح دیده میشد و آهسته و سنگین حرکت میکرد. کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره بهشمار میرود. کیوانشید یعنی «روشنایی کیوان»؛ روزی که به نظم و سنگینی زمان تعلق دارد. در لغتنامه دهخدا آمده که در نجوم قدیم، سیاره زحل حاکم و رب روز شنبه دانسته شده است.
مهرشید – مهر همان میتراست. ایزد پیمان، دوستی و روشنایی. در باور کهن ایرانی، میترا نگهبان سوگند بود و هیچ چیز بر او پوشیده نمیماند. نامگذاری این روز به مهرشید، یادآور تعهدیست که باید میان مردمان برقرار باشد؛ زیرا در ایران باستان پیمانشکنی و دروغ، بزرگترین گناهان به شمار میآمد. مهر برگرفته از آیین هفتهزارساله میتراییست.
در «سی روزه» اوستا، روز شانزدهم هر ماه به نام «مهر» بود.
مهشید – مه از ماه گرفته شده است. همان ماهی که با نور نرم و آرام خود شب را روشن میکند. مهشید یعنی «ماه روشن و نورانی». در گاهشماری زرتشتی، روز دوازدهم هر ماه به نام «ماه» بود. خورشید و ماه از تندیسهای آیین میترایی بودهاند که نشان از قدرت و پویایی جهان آفرینش دارند.
بهرامشید – بهرام برگرفته از «ورهرام» در زبان پهلوی باستان است و از یکسو نام ستاره مریخ. بهرام، ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده میشد. نیاکان ما بر این باور بودند که خداوند یکتا نیروهایش را میان ایزدان تقسیم کرده تا آنان آن را برای مردمان پیاده کنند. از اینرو بهرام، ایزد پیروزی نامیده شد و این روز، روز پیروزی روشنایی بر تاریکی و غلبه انسان بر بدیها و اهریمن گشت. در «سی روزه» اوستا، روز بیستم هر ماه به نام «بهرام» بود.
تیرشید – تیر برگرفته از «تیشتر» پهلوی است. نیاکان ما تیر را ایزد نگهبان باران میدانستند و میپنداشتند که اهورامزدا برای یاری کشاورزان و جلوگیری از خشکسالی، به ایزد باران فرمان میداده تا به یاری مردمان برسد. این روز، روز روشنایی باران و خواست پروردگار برای حفظ طبیعت است. «تیر» در پارسی معنای «arrow» نیز دارد؛ افسانه آرش کمانگیر، آن تیری که مرز ایران را رقم زد، یادآور همین نام است. در «سی روزه» اوستا، روز سیزدهم هر ماه به نام «تیر» بود.
اورمزدشید – این نام از واژههای پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا و مزدا گرفته شده است. اورمزد نام دیگری از دهها نام اهورامزداست که همگی از قدرت و توانایی پروردگار حکایت دارند. پنجمین روز هفته به نام روز روشنایی خداوند نامگذاری شد. این واژه هنوز به گونهای دیگر در شبهای جمعه برقرار است و هنوز تصور مردمان ما بر این است که شبهای جمعه، روز ارتباط با خداوند و فوتشدگان است. در «آثار الباقیه» ابوریحان بیرونی، نام نخستین روز ماه «هرمز» ذکر شده است.
ناهیدشید (آدینه) – ناهید همان آنهیته یا آناهیتا است که ایزد آب قرار گرفته است. در اوستا، آناهیتا به صورت دوشیزهای بسیار زیبا، بلندقد و تراشیدهاندام نام برده شدهاست. نام دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید است. به این ترتیب، روز جمعه روز روشنایی آب، مظهر بخشندگی و عنایت پروردگار نامگذاری شد. در «سی روزه» اوستا، روز دهم هر ماه به نام «آبان» (منسوب به آناهیتا) بود.
معنای نام «اورمزدشید»:
در میان این نامها، اورمزدشید جای درنگ بیشتری دارد.
اورمزد یا هرمزد، نام دیگر اهورامزداست؛ همان خدای دانا و توانا در آیین زرتشتی. این نام خود از واژههای پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا و مزدا گرفته شده است و همگی از قدرت و توانایی پروردگار حکایت دارند. در «آثار الباقیه» ابوریحان بیرونی، نام نخستین روز ماه «هرمز» ذکر شده است و این نام در سراسر ماههای ایرانی ثابت بود.
شید پسوندی است به معنای پرتو، روشنایی، نور و درخشش.
معنای ترکیبی: اورمزدشید یعنی «روزِ روشناییِ اهورامزدا» یا «روز منتسب به پروردگار».
این روز، روزیست که به بهترین وجود تعلق دارد. در سنت کهن ایرانی، این روز یادآور آن است که بر فراز همهی روزها، نظم و حکمتی برتر بر جهان نظارهگر است.
گفته میشود که حتی در ایران امروز، بسیاری در شبهای جمعه گرد هم میآیند، دعا میخوانند و یاد درگذشتگان را گرامی میدارند. آن حس ویژه – آرامش و پیوندی که در شب جمعه هست – شاید از همین نام کهن بیاید: روزی که به روشنایی خداوند تعلق دارد.
اما راز نام روزها در زبان انگلیسی، شنفتنیست:
نام روزهای هفته در انگلیسی از سنت رومی-ژرمنی آمده است، نه از ایران. در سده چهارم میلادی، امپراتور کنستانتین هفته هفتروزه را رسمیت بخشید. هفت جسم آسمانی شناختهشده آن زمان، نام خود را به روزها دادند.
شنبه (Saturday) از «Dies Saturni» لاتین آمده، به معنای «روز ساتورن». ساتورن خدای کشاورزی و زمان در اساطیر روم بود و با سیاره زحل (کیوان) یکی دانسته میشد. این تنها روزیست که نام رومی خود را حفظ کرد، احتمالاً به این دلیل که ساتورن در اساطیر ژرمنی معادلی نداشت. در انگلیسی باستان «Sæterndæg» گفته میشد.
یکشنبه (Sunday) از «Dies Solis» لاتین آمده، به معنای «روز خورشید». در انگلیسی باستان «Sunnandæg» گفته میشد که از «sunne» (خورشید) و «dæg» (روز) ساخته شده است.
دوشنبه (Monday) از «Dies Lunae» لاتین آمده، به معنای «روز ماه». در انگلیسی باستان «Mōnandæg» گفته میشد که از «mōna» (ماه) و «dæg» ساخته شده است.
سهشنبه (Tuesday) در اصل به نام مریخ، خدای جنگ رومی، بود. این نام در فرانسوی (mardi)، اسپانیایی (martes) و ایتالیایی (martedì) حفظ شده است. ژرمنها به جای مریخ، نام خدای جنگ خود تیو (Tiu/Tyr) را نهادند. در انگلیسی باستان «Tīwesdæg» گفته میشد، به معنای «روز تیو».
چهارشنبه (Wednesday) در روم به نام مرکوری، پیامآور خدایان و خدای تجارت، بود. ژرمنها به جای او، نام وودن (Woden) یا اودین، خدای خرد و جادو را نهادند. در انگلیسی باستان «Wōdnesdæg» گفته میشد، به معنای «روز وودن».
پنجشنبه (Thursday) در روم به نام ژوپیتر، خدای آسمان و رعد، بود. ژرمنها به جای او، نام تور (Thor)، خدای رعد و برق، را نهادند. در انگلیسی باستان «Thōrsdagr» گفته میشد، به معنای «روز تور».
آدینه (Friday) در روم به نام ونوس، الهه عشق و زیبایی، بود. ژرمنها به جای او، نام فِریگ (Frigg) یا فریا، الهه عشق و ازدواج، را نهادند. در انگلیسی باستان «Frīgedæg» گفته میشد، به معنای «روز فریگ».
در مقام مقایسه، شباهت در اختران و تفاوت در مسیر، نکات شگفتانگیزی هست:
نکتهی شگفتانگیز این است که هم در سنت ایرانی و هم در سنت رومی-ژرمنی، همان هفت جسم آسمانی اساس نامگذاری روزها بودند.
در سنت ایرانی، کیوان با زحل، مهر با خورشید، مه با ماه، بهرام با مریخ، تیر با عطارد، اورمزد با مشتری و ناهید با زهره پیوند داشت.
در سنت انگلیسی نیز، Saturday با زحل، Sunday با خورشید، Monday با ماه، Tuesday با مریخ، Wednesday با عطارد، Thursday با مشتری، و Friday با زهره پیوند دارد.
این همآوایی از ریشه مشترک نجومی میآید. در جهان باستان، بابل مرکزی برای مطالعات نجومی بود و ایدهی پیوند روزها با اجرام سماوی از آنجا به فرهنگهای گوناگون راه یافت.
هر فرهنگ، نامهای خود را بر این ساختار نهاد: ایرانیان نام ایزدان خود را نهادند و رومیان نام خدایان خویش را.
با این همه، باید توجه داشت که این دو نظام مستقل از یکدیگر شکل گرفتند. نظام ایرانی بر پایهی سی روز ماه بود و نظام رومی-ژرمنی بر پایه هفت روز هفته. شباهت آنها در انتخاب اختران است، نه در ساختار.
چرا نامهای ایرانی امروز متفاوت است؟
امروز ما روزها را «شنبه، یکشنبه، دوشنبه» مینامیم. این نامها از عربی آمدهاند.
واژه شنبه از اصل سامی است و با «سابات» (Sabath) همریشه است. در لغتنامه دهخدا آمده: «شنبه… از کلمه عبری شَبَّت. سَبْت» مأخوذ و گرتهبرداری شده است. این واژه از عبری به آرامی، از آرامی به عربی (السَّبت) و از عربی به فارسی راه یافت. در میان اقوام سامی و عرب، شنبه هفتمین روز هفته بود.
روزهای دیگر با ترکیب عدد + شنبه ساخته شدهاند: یکشنبه (روز اول)، دوشنبه (روز دوم)، سهشنبه (روز سوم)، چهارشنبه (روز چهارم)، پنجشنبه (روز پنجم) و جمعه از ریشهی عربی «جمع» به معنای گردهمایی آمده است.
خاطره در روزها می ماند.
امروز، ما روزها را با عدد نشانه میگذاریم. دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه – اینها تنها شمارهاند. آسان، اما چیزی کم دارند.
اما نیاکان ما به روزها نامهایی میدادند – هرمزد، بهمن، اردیبهشت، مهر، بهرام، تیر – که هر روز را با داستانی، تصویری و نوری همراه میکرد.
«شید» آن پسوند کوچک، همچون پرتوی نور، بر هر نامی مینشست. روشنایی کیوان، روشنایی خورشید، روشنایی ماه، روشنایی پروردگار. هر روز روشن است؛ هر روز سزاوار آن است که با مهربانی با آن رفتار شود.
وقتی بدانیم که چهارشنبه روزگاری «تیرشید» بوده و پنجشنبه «اورمزدشید»، روزها دیگر تنها عددهای رنگپریده روی تقویم نیستند. آنها رنگ، گرما و نوری دارند که از آسمان کهن میتابد.
شاید این همان قدرت نام باشد. نام، زمان را نزدیک و آشنا میکند؛ و به یک روز معمولی نیز ارزش و dignity میبخشد. بنابراین ماها بسان نیاکانمان بایست
«زمان را با نامهای نیک یاد کنیم، تا روزهایمان روشن بمانند.»
۱. پورداود، ابراهیم. خرده اوستا (ترجمه و تفسیر). بخش «سی روزه». تهران: انتشارات اساطیر.
این منبع اصلیترین مرجع برای نام سیگانه روزهای ماه در گاهشماری زرتشتی است. پورداود در این اثر، نام هر روز ماه را به همراه توضیح معنای آن و ایزد مربوطه آورده است.
۲. بیرونی، ابوریحان. آثار الباقیه (ترجمه اکبر دانا سرشت). تهران: انتشارات امیرکبیر. بخش گاهشماری، ص ۶۹.
این منبع برای توضیح ساختار سیروزه ماه، «پنجه دزدیده» و فهرست نامهای سیگانه روزهای ماه به کار رفته است. بیرونی در این اثر، نامهای روزهای ماه را به گونهای نظاممند ارائه کرده که با «سی روزه» خرده اوستا همخوانی دارد.
۳. دهخدا، علیاکبر. لغتنامه. ذیل «شنبه» و «شید».
این منبع برای معنای امروزین نام روزهای هفته و توضیح ریشه سامی «شنبه» و همچنین دیدگاه دهخدا دربارهی «شید» به کار رفته است.
۴. مرادی غیاثآبادی، رضا. نوروزنامه: پنجاه گفتار در پژوهشهای ایرانی. تهران: نوید شیراز، ۱۳۸۶. صص ۵۵-۶۲.
این منبع برای بخش «نام هفت روز هفته در سنت ایرانی» و جدول تطبیق روزهای هفته با اجرام سماوی به کار رفته است.
منابع انگلیسی
۵. Encyclopædia Iranica. “HAFTA” (Week).
این منبع معتبرترین مرجع برای بحث درباره وجود یا عدم وجود هفته در ایران باستان است. مدخل «هفته» در این دانشنامه، شواهد مانوی، ساسانی و چینی را بررسی کرده و نتیجه میگیرد که «هفته سیارهای در ایران پیش از اسلام به رسمیت شناخته نشده بود».
۶. Merriam-Webster. “Etymologies for Every Day of the Week.”
این منبع برای بخش «راز نام روزها در زبان انگلیسی» به کار رفته است. جدول ریشهشناسی روزهای هفته بر پایه این منبع تدوین شده است.
۷. Kellens, Jean. Liste des jours du mois (selon le Yasna 16). Collège de France.
این منبع تخصصی برای ساختار سیروزه ماه در متون اوستایی و توضیح جایگاه روزهای نخستین به کار رفته است.
پیشکش با مهر
سروش درست بویراحمدی
انتهای خبر/















ثبت دیدگاه