طلب پوزش است و اعتذار؛ از قوم نجیب لر و ایرانیان آزاده عذرخواهی نمایید
۲۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۴
کریم‌خان زند به‌جای آنکه بر فراز تاریخ بایستد، مفهوم انسانیت را بر تارک تاریخ ایران حک کرد.
ارسال توسط : منبع : پیوارنیوز
پ
پ

پیوارنیوز؛به قلم سروش درست نویسنده قوم لر خطاب به دکترسعید لیلاز

منش و روش کریم‌خانی

طلب پوزش است و اعتذار؛ از قوم نجیب لر و ایرانیان آزاده عذرخواهی نمایید.

«کاتبی بازی از آن رخ نگر و حاضر باش/

که شود مات در این عرصه هزاران لیلاج»

از امیرکبیر نقل کرده‌اند: «ای کاش هر چند وقت یک‌بار شیربچه‌ای لر در ایران شاه می‌شد تا مردم مزه عدالت را می‌چشیدند.» این سخن، اگر عیناً هم از امیرکبیر نباشد، از حقیقتی بزرگ پرده برمی‌دارد؛ زیرا امیرکبیر خود مردی بود که درد ایران را می‌شناخت و بهای اصلاحات را با جان خود پرداخت. او در کریم‌خان‌زند نه یک شاه مقتدر، بلکه یک فرمانروای عادل، ساده‌زیست و مردم‌دار می‌دید. کریم‌خانی که از تبار زند و از سرزمین لر برخاست، اما دلش برای همه‌ی مُلک ایران می‌تپید. او به‌جای تاج شاهی، عنوان «وکیل‌الرعایا» را برگزید؛ ترجمان کردارش، نماینده و خادم مردم هستم، نه سایه‌ی خدا بر زمین و نه صاحب تاج و تخت موروثی. همین یک لقب، او را در تاریخ ایران یگانه می‌کند.

آقای لیلاز!

کریم‌خان زند به‌جای آنکه بر فراز تاریخ بایستد، مفهوم انسانیت را بر تارک تاریخ ایران حک کرد.

کریم‌خان زند در روزگاری به قدرت رسید که ایران از ویرانی‌های افشاریه و انقراض صفویه به ستوه آمده بود. کشور پر از آشوب، راه‌ها ناامن، شهرها ویران و مردم خسته از جنگ‌های بی‌پایان بود. او آمد و امنیت را به راه‌ها بازگرداند. مالیات‌ها را کاهش داد. به کشاورزان و بازرگانان میدان داد. شیراز را آبادان کرد و بناهایی بسان بازار وکیل، مسجد وکیل، ارگ کریم‌خان و عمارت‌های ماندگار در فرهنگ و تمدن ایرانی را ساخت. آرامگاه حافظ را بازسازی کرد و به شعر و فرهنگ احترام گذاشت. بصره را تصرف کرد و نفوذ ایران را در منطقه گسترش داد. لکن مهم‌تر از همه‌ی این‌ها، خودْ، ساده‌ به دنیا آمد، ساده زیست و ساده مرد. شماها چه گلی به سر این مملکت زده‌اید؟! چه به روز اقتصاد آورده‌اید و هنوز هم شرم نمی کنید چشم در چشم خانواده‌ی شهدای لرایرانی، به فرهنگ، هویت و تاریخش توهین می کنید.

شماها معنای کریم را در چه تعبیر کرده‌اید که پا از گلیم خویش درازتر و سخن از کریم‌خان می زنید.

این شاه عادل، لباس بی‌تکلف می‌پوشید، بر زمین می‌نشست و با مردم چنان سخن می‌گفت که گویی یکی از آنان است.

پیشنهاد می نمایم شما پس از خوانش این مطالبه‌نامه، در سخن‌آرایی پسین خویش، از آن بزرگمردان تاریخی به عنوان الگویی اثرگذار در زیست فرهنگی با افتخار نام ببرید و دست ادب بر سینه‌ی تجلیل بگذارید.

جناب آقای لیلاز

در دورانی که بسیاری از حاکمان به نام سلطنت، خون مردم را می‌ریختند، کریم‌خان زند نشان داد که می‌توان با عدالت محبوب بود و با فروتنی تاریخ‌ساز شد.

آقای سعید لیلاز، مشاور اقتصادی جناب رئیس‌جمهور، سخنانی افاضه فرموده‌اید که منسوب به کریم‌خان زند، قوم لر و یکایک اقوام سترگ این سرزمین است. اگر این سخنان تعمدی باشد، باید گفت که تاریخ را با غرض‌ورزی و کلمات سخیف نمی‌توان تحریف کرد. نسبت دادن برچسب‌های تحقیرآمیز به یکی از پاک‌دست‌ترین و مردمی‌ترین فرمانروایان تاریخ ایران، نه تنها توهین به یک قوم، بلکه توهین به حافظه‌ی تاریخی ملت ایران است.

کریم‌خان زند بخشی از هویت ملی ماست. او نه فقط افتخار لرها، که افتخار یکایک ایرانیان است. اگر او «لر» بود، مایه‌ی افتخار و بل سرمایه‌ی سرافرازی‌ ایرانی‌ست. قومی که چنین فرزندی تحویل ایران خویش داده، قومی‌ست که در طول تاریخ، از جان و تن، از وطن دفاع کرده است. جون داده است و خون. لر، قدقامت، کیادار ایران‌جان است و کیان‌دار.

آقای لیلاز!

شما در جایگاهی نشسته‌اید که سخن شما شنیده می‌شود. پرواضح است که واژه‌ها بار دارند و بر: کلمه می‌تواند بذر محبت بکارد یا زخمه‌ی زخم بنوازد. شما لقب مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور را یدک می‌کشید؛ اما پرسش میلیون‌ها ایرانی این است: آیا گوشه‌ی چشمی به اقتصاد هم دارید(؟!) اقتصاد با نمودار و شعار توخالی و سخن آرایی و سخن‌پراکنی به سامان نمی‌شود. نگاهی سطحی به کیسه‌زباله‌های شکم تورفته و سفره‌‌ی بی نان ملت، نشان از همت آنجنابان برای اقتصاد دارد. مردم ما نجیبند و انواع تحریم، تشدید، تطمیع، تهدید و تقدیر را با نجابت به بهای رنج و درد به جان نخریده، که امثال جنابعالی ابراز فضل نمایید و سخن تهی از معنا تحویل مخاطب ایرانی دهید.

حضرت عطار می فرماید:« آنچه آید در فهم تو، آن بُود مفهوم تو» مفهوم شما از سفره‌ی مردم عیان است، هویدا و پُرنشان(!)

جناب دکتر لیلاز! عنوان شما در کابینه، مسئولیت اجتماعی می‌آورد. در چنین جایگاهی، ادبیات تحقیرآمیز بَرِ یک قوم ایرانی، نه تنها غیرعلمی و غیراخلاقی است، بلکه در شرایط حساس کنونی که بچه‌های ما پای لانچرها جان‌شیرین به وطن اسلامی خویش می بخشند و شهید می شوند، سخن تلخ‌تان به وحدت ملی چه بسا آسیب‌ها می‌زند. قطع یقین می‌دانید مردم لر با پیشینه‌ی تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و ادبی خود، بخش جدایی‌ناپذیر ایران‌اند. باری، هیچ قومی با بی‌سوادی یا باسوادی تعریف نمی‌شود. ملاک برتری انسان‌ها، نه قومیت است و نه زبان؛ ملاک، کردار و انسانیت است ولاغیر. همان‌گونه که کریم‌خان زند با روش و منشش به ما آموخت تاج شاهی ماندگار نیست، بل تاب شاهی پایدار است.

چنان‌که فَردوسی‌«ورجاوند» می فرمایند:

«کس اندازه‌ی بخشش او نداشت/

همان تاب با کوشش او نداشت»

باری، در میدان جنگ،

شارلاتانیسم و پوپولیسم، بها و بهانه‌ای برای مردانگی‌ست؛ میزان عمل است و کردار نه سخن های قشنگ پیک. پیک در زبان شکر شیرین لری، همان پوک است و تهی. تاکنون که ما را به خیر شماها امیدی نبوده، لطفا به وحدت ایران‌اسلامی شر مرسانید(!)

بنابراین

ما جمعی از فعالان رسانه‌ای، فرهنگی و اجتماعی جامعه لر، این ادبیات تقلیل یافته‌ی ادب و ارزش را برنمی‌تابیم. ما به تاریخ خود افتخار می‌کنیم؛ به کریم‌خان زند، به وکیل‌الرعایا، به مردی که در اوج قدرت، خاکسار مردم بود و خاک‌پای مردم. ما از شما به عنوان یکی از اعضای دولتی که با رای میلیون‌ها لرتبار ایرانی منتخب شده است؛ می‌خواهیم با چنین ادبیات گفتاری کم‌وزن‌تان، وداع نموده و بیاموزید با زبان ادب و فروتنی، از قوم اصیل و شریف ایرانی، به طور رسمی طلب پوزش داشته و اعتذار.

جناب آقای اقتصاددان!

چه به روز اقتصاد آمده که سوار بر مرکب بی‌مبالاتی به فرهنگ می تازید. تاریخ نشان داده که کریم‌خان زند اگر دچار خطایی می‌شد، از مردمانش طلب عفو داشت و پوزش؛ پس چه نیکوست که شما نیز با زبانی شایسته، از مردمی که آزرده شده‌اند، دلجویی کنید.

آقای لیلاز!

ایران، خانه مشترک همه‌ی ماست. در این خانه، لر و فارس و آذری و کرد و بلوچ و ترکمن و عرب و گیلک و مازنی، همه یک ملت‌اند. تاریخ ایران، تاریخ همین تنوع‌هاست. اگر کسی به یک جزء این پیکره توهین نماید، به تمام پیکره توهین نموده است. ما از شما می‌خواهیم با انتشار توضیحی روشن، عذرخواهی کنید و اگر ادله‌ی فراموشی و سهو در نقل داشته، آن را اصلاح کنید.

آقای سعید لیلاز!

کریم‌خان زند، مردی از تبار لر بود که به‌جای تاج شاهی، عنوان «وکیل‌الرعایا» را برگزید؛ مردی که نامش با خدمت صادقانه در تاریخ ایران ماندگار شد، نه با سخنان غیرعلمی، غیر اصولی و غیرمنطقی که آن‌جناب و هم‌پالکی‌هایتان به روز اقتصاد و اجتماع ایران آورده‌اید. نیک می دانید که لرها مردمانی با ریشه‌‌ی کهن، فرهنگ سترگ و سهمی انکارناپذیر در تاریخ ایران‌اند.

از سویی، کریم‌خان برای بزرگی نامش به تأیید شما نیاز ندارد؛ همان‌گونه که قوم لر برای سربلندی‌اش منتظر داوری شما نمی‌ماند!

تاریخ را با سند می‌نویسند، نه با کلام موهن و نیک بدانید که بزرگی یک قوم را با سخنان دیگران نمی‌توان کوچک کرد.

جناب آقای لیلاز!

به عنوان نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه‌ی این قوم، مجدد تاکید می نمایم که بدانید: روش و منش کریم‌خانی طلب پوزش است و اعتذار؛ مردمان غیور لر و همه‌ی ایرانیان آزاده، انتظار دارند با زبان ادب، از اقوام اصیل ایرانی، ویژه مردمان نجیب و نبیل لر، طلب پوزش و اعتذار داشته باشید. باشد که این پوزش، آغاز گفت‌وگویی محترمانه و پایان‌دهنده‌ی ادبیات تحقیرآمیز برای همیشه‌ی تاریخ در این مُلک اهورایی باشد. به قول حکیم ابوالقاسم فَردوسی:

«به فرهنگ باشد روان تندرست!»

سروش درست بویراحمدی

پژوهشگر و نویسنده

فرهنگ عامه‌

انتهای خبر/

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.